شنبه، 29 مهر ماه، 1396

مصاحبه با سرکار خانم نسیبه سبحانی

مصاحبه کننده:یحیی سهرابی

 

اشاره: «نسیبه سبحانی» دانش‌آموختەی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب است. با آگاهی از دغدغه‌ها و دلمشغولیهای وی، در زمینه‌ی واکاوی مسائل و چالش‌های زنان جامعه‌ی ایران، به سراغ وی رفتیم و پای صحبت‌هایش نشستیم. ما در این گفت‌وگو، از مشکلات زنان جامعەی ایرانی سخن گفتیم.



سهرابی:جهت ورود به بحث مایلم ازشما بپرسم که شما براساس واقعیتهای اجتماعی، چه تصوری از «زن امروز» ایرانی دارید؟
 

سبحانی: زن امروز ايرانى يقيناً از پیشینه‏اى كه دارد، جدا نيست. گذشته‏اى كه برخى مقتضيات را بر زن ايرانى تحميل نموده، در موقعيت كنونى زن ايرانى بى تأثير نيست؛ از اين رو، زن ايرانى، نواده‏ى مادران گذشته‏ى خودش است كه در چالشی میان مقتضیات زمان و قید و بندهای گذشته‏اى كه دامنگیرش است، در تکاپوست. نمی‏شود تصویر دقیقی را از زن ایرانی ارائه داد؛ به‏ويژه این‏که او تنها خودش نیست که برای خودش تصمیم می‏گیرد؛ چون در واقع او در بند جامعه‏اى است كه هويتش را آن جامعه تعيين مي‏كند! زن ايرانى، بيشتر شبيه بازيگری است که نقش‎هایی را که برایش تعریف شده، اجرا میکند! او در عین تلاش‎های مذبوحانه برای همراهی با جهان پیرامونیش و برعهده‏گرفتن نقش‏های درخور در دنیای معاصر، در قید و بند پیشینه‏اى از مادران خودش كه محصول جامعه‏ى مردسالار هستند نيز مانده است!


سهرابی: یعنی شما اصالتی برای نقش واقعی زنان در جامعه ایران قائل نیستید که بتوانند خودشان سرنوشت ومقدرات خویش را رقم بزنند؟

سبحانی: من منكر توانايى زنان امروزى نيستم و نقش‏هاى مؤثر آن‏ها را هم در جامعه نمي‏شود ناديده گرفت؛ اما وقتی یک زن، از یکسو در پی کسب نقش‏های جدید هست و از سوی دیگر، قید و بندهای جامعه‏ ى مردسالار، او را از برعهده‏گرفتن این نقش‏ها باز میدارد، دیگر به این راحتی‏ها نمی‏تواند هویت خودش را تعریف کند.


سهرابی: خب همین محدودیت‎ها خود جزئی از تعریف و هویت زن ایرانی ست؟

سبحانی: بله، واقعاً جزئى از هويتش شده، اما نه آن چیزی که خودش خواستارش باشد. در واقع، چنین هویتی، بر او تحمیل شده!


سهرابی: پس یک زن دراین جامعه خواستار چیست؟
 

سبحانی: خواستار بدست‏آوردن هویت واقعی خودش و کسب استقلال شخصيتى به معنای توانايى اداره و پیشبرد زندگی بدون نیاز به کمک کس دیگری؛ پس نباید این را با شورش خلط نمود. زن ایرانی خواهان این است که بتواند زندگیش را در هر حالتی، با تکیه بر هویت خودساخته‏اش، به خوبى اداره كند. داراى استقلال باشد در هر زمينه‏ای؛ خواه اين استقلال، روانى و اجتماعى باشد و خواه استقلال مالى.

 

سهرابی: یعنی بدون دخالت مرد؟

سبحانی: خب وقتى ميگوییم استقلال، به معنای مبارزه با مرد نیست. مطمئناً مرد، در هر نقشى كه داشته باشد در برابر زن، مي‏تواند همراه و همدم خوبى براى زن باشد. يار باشد نه بار!

 

سهرابی:پس در این میان، مرد چه نقشی دارد؟

سبحانی: خب در اين حالت هم نمي‏شود يك نقش كلى را براى تمام مردهاى ايرانى تعريف كرد. مرد ايرانى، خواه ناخواه، سلاله‏ى پدران مردسالار خودش است؛ او اگر خودش هم بخواهد همراه واقعی زن ایرانی باشد نه مانع او، بازهم در پسِ ذهنش، آموزه‏هاى جامعه‏ى مردسالار، او را رها نمي‏كند و مدام در نبردى شايد بشود گفت نفس‎گیر، میان این دو حالت به‎سر می‏برد! رهایی از این آموزه‏ها و پشت‎پا زدن به آن‏ها، در واقع به‏معنای ازدست‏دادن اختیاری بسیاری از امتیازات برای مرد است!

 

سهرابی: در این تعریف از زن، مردان چه امتیازات و آزادی‎هایی را از دست می‎دهندو گرفتار چه محدودیت‎هایی به نسبت جامعه ی مردسالار می‎شوند؟

سبحانی: آن‎ها آزادی‎ای را از دست نمی‏دهند و دچار محدودیت نمی‏شوند؛ بلکه امتیازهای مربوط به جامعه‏ى مردسالار را از دست ميدهند.

 

سهرابی:آیا این تعریف مجدد از شخصیت زن، جامعه را در دام زن‏سالاری گرفتار نمی‏سازد؟

سبحانی: خب وقتى یک مرد، استقلال شخصيتى زن را بپذیرد، هم از بسیاری از مزیت‏های بهره‎برداری از زن محروم می‏شود و هم از طرف جامعه‏ى مردسالار، طرد مي‏شود! قرار نيست زن با به‎دست‏آوردن استقلال شخصيتش، جامعه را به سوى زن‏سالارى سوق دهد! اين ترس از تبديل‏شدن جامعه‏ی مردسالار به جامعه‏ى زن‏سالار كه صرفاً يك پارانویا است و امکان تحقّقش، چیزی در حد صفر است، همواره در پسِ ذهن هر مرد ایرانی‎ای وجود دارد و مانع روحی قوی‏ای برای او می‎شود در ایستادگی مقابل استقلال‏خواهی زنان! تاریخچه‏ ى جامعه‏ى مردسالار، پیشینه‏اى به درازاى تاريخ دارد؛ پس به این آسانی، جامعه به سمت زن‎سالاری نمی‎رود. زن وقتی استقلالش را به‏دست بیاورد، آن وقت بهترین همراه و همدم مرد می شود.

سهرابی: با این احوال و این تعاریف جدید که ارائه می دهید، شما وضعیت موجود زنان دراین مملکت را چطور می بینید؟فکرنکنم زیاد برای شما رضایت بخش باشد؟

سبحانی: صد در صد خیلی اوقات هم اسفبار است! هنوز خیلی فاصله داریم با حالت ایده‏آلى كه اصلا زن سالارانه هم نيست. زن ايرانى، تنها منحصر در زن تحصليكرده‏ى مركزنيشن نيست. زن ايرانى، آميزه‏اى است از زن كُرد، بلوچ، عرب، ترک و چندین ملیّت و قومیّت دیگر که هر کدام، شرایط خاص خود را دارند و با آن دست و پنجه نرم می‎کنند. با این همه تعدّد ملیّتی و قومیّتی، نمی‏شود تصویر واحدی ارائه داد. من خودم به عنوان يك زن كُرد سنّى، در شرايطى قرار دارم كه خيلى متفاوت هست با يك زن فارس يا عرب شيعه يا سنّى! اما حالت كلى‎اى كه بدون استثنا، بر زندگی تمام زنان این جامعه غلبه دارد، مردسالاری است با تعصبات ویژه‏ى خاص هر كدام از اين مليّت يا قوميّت‏ها. كم و زيادش بماند، اما نفسِ موضوع به جاى خود باقى هست. زن امروزى، زنى به‎آگاهی‎رسیده، تحت تأثير آموخته‏هاى دوران معاصر است كه با هر جان‎كندنى شده، مي‏خواهد استقلالش را در تمامى زمينه‏ها به دست بياورد. از ميزان مشاركت فعال دختران در كنكور گرفته که در حال حاضر، 62 درصد از متقاضیان را تشکیل می‎دهد تا اشتیاق به داشتن شغلی واقعی در جامعه، همه نمایانگر خواست درونی آنها برای به‎دست‏آوردن استقلال وجودی خودش است.
مردسالاری را می‏شود در گوشه‏گوشه‏ى زندگی دید و لمس کرد. تصویر همیشگی‎ای که از مردسالاری، بلافاصله به ذهن خطور می‎کند، مرد قُلدرِ خشنِ زورگوی راحت‏ طلب است؛ همان تصویر پدران این جامعه؛ اما مردسالاری فقط این نیست. تعریف خشونت هم خیلی گسترده‏تر از اين تعريف بسته است. جامعه‏ى مردسالار اين جور خودش را به رخ من می‏کشد که حتی در روز روشن هم از گذر از بعضی مکان‏ها، احساس امنیت نداشته باشم. جامعه‏ى مردسالار خودش را در فضاهاى خانوادگی، به عینه نشان می‎دهد. انتظارات شخصی از زنان از سوی مردان، زورگویی‏های مردانه در محیط‏های حتی صمیمی خانوادگی، دخالت‏های به نام خیرخواهانه در فضاهای شخصی زنان، ممانعت‎های مصرّانه از برخی فعالیت‏های زنان به بهانه‏ى خيرخواهى و خيلى موارد ديگر. ما به‏حدی در لایه‏هاى مخفى جامعه‏ى مردسالار گیر افتاده‏ایم که حتی تشخیص جنبه‏هاى مختلف مردسالارى را در اطراف خود نمي‏دهيم. مرد جامعه‏ى ما، ترس درونى شديدى دارد از ازدست‎دادن موقعيت مناسبش؛ او از شورش زن ايرانى واهمه دارد. اکنون یکی از چالش‏های زنان جوان به‏هنگام ازدواج‎، بحث اشتغال است؛ همین هم باعث شده که بحث پیش‎پا‏افتاده‏اى مانند حق اشتغال، براى ضمانت، در شروط ضمن‎عقد ذكر شود. مرد خودش را در برابر زن تا به اندازه‏اى ذى‏حق مي‎داند كه به‏راحتى، مانع ادامه‏ى تحصيل و اشتغال زن مي‏شود؛ اين يعنى زن، مملوك مرد است!


سهرابی:اگر بخواهیم اینجا به برخی چالشهای اساسی زنان درجامعه ی کثیرالمله و متنوع ایران اشاراتی داشته باشیم، شما کدام مسائل را چالش بنیادی زنان برمی شمرید؟

سبحانی: اين چالش‎ها، در انواع جنبه‏هاى زندگی نمود دارد؛ در جنبه‏هاى شخصی، خانوادگی، اجتماعى، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... . و اما جنبه‏ى شخصى، همان بحث خودشناسى و خودسازى است. زنان در راه آگاهی قدم برمی‏دارند؛ اما مادرانشان هم مدام فراروی آن‎ها قرار دارند و مانع ذهنی قوی‏ای برای آن‏ها تلقی می‎شوند. آن‏ها نمی‏خواهند مثل مادرانشان باشند؛ اما گرفتار واقعیت‎های جامعه هم هستند. از یکسو فرار از مبتلاشدن به سرنوشت مادرانشان و از سوی دیگر، در پی رهایی از این تراژدی. اولین قدم در این راه، کسب آگاهی نسبت به حق و حقوق زنان است. خیلی زنان کمی هم آگاهانه به‏دنبال یافتن این حق و حقوق هستند. آموزش زنان و آگاه ساختنشان نسبت به حقوق واقعی‎شان، خیلی می‏تواند در رفع این چالش مؤثر باشد. اين يك واقعيت است كه زن ايرانى، دست‏پرورده‏ى مادر ايرانى زجركشيده‏ى تحت ظلم جامعه‏ى مردسالار است. پس طبیعی هم هست که ترس‏های مادران و خودخوری‏های او که زن را دچار خودسانسوری می‎کند، گریبان‏گیر دخترانشان نیز بشود. او نمی‎تواند به‏راحتی خودش را از این مانع‏های ذهنی که شبیه تابوی بزرگی در راه زندگیش شدند، رها کند. هنوز خیلی مانده است تا زن ایرانی، جسورانه این مرزها را بشکند و هویت واقعیش را به دست بیاورد. اصلاً یکی از بزرگترین موانع در راه کسب استقلال زنان، مادران ایرانی هستند. مادران ایرانی هم محصول جامعه‏ى مردسالار هستند؛ زنانی به‏شدت محافظه‏كار و مقاوم در برابر تغيير و دارای ترسی درونی. اين ترس يك پیشینه‏ى تاريخى دارد و جنبه‏اى كاملا روانى. زنان در تمام دنيا و نه فقط در ايران، هميشه به انواع روش‏ها، تحت خشونت و ستم جنس مرد بوده‏اند. آن‏ها اين‎طورى آموزش داده شده‏اند كه بايد مطيع و گوش به فرمان مرد باشند؛ مبادا که با یاغی‎گری، رسوا شوند! مثلا در همین جامعه، اولین نمود جامعه‏ ى مردسالار، در زن‏ها تجلّى پیدا می‎کند که واکنششان را در برابر جنسیت یک نوزاد نشان می‎دهند! چون اولین کسانی که از جنسیت یک جنین آگاهی پیدا می‏کنند، معمولاً زنان هستند. جالب است که در هر قشری، به‏ گونه‏اى اين نارضايتى از دختربودن جنين يا نوزاد، نمود پیدا می‏کند. زن تحت ستم با آموزه‏هاى جامعه‏ى مردسالار، جنس مؤنث را مايه‏ى خوارى مي‎داند كه هيچ افتخاری برای مادر آن نوزاد به‏شمار نمی‏آید و به‏طرز ناخوشایندی با این قضیه برخورد می‎کند. زن آگاه و فرهیخته هم با این توجیه که چون زن در این جامعه، تحت ستم است، ابراز ناراحتی می‏کند از دختردار شدن! در حالی‏که زن فرهیخته که اکنون مادری آگاه به‏شمار می‎آید، باید از دختردارشدن استقبال کند؛ چون آن وقت می‎تواند از ظلم‏هایی که این جامعه به زن روا می‏دارد، فرزندش را دور نگه دارد و حامی سرسختی شود برایش. اشاره به یک نکته هم لازم است که مربوط به همین چالش‏های شخصی می‏شود و آن هم مسأله‏ى اعتمادبه ‏نفس و باور به توانايى هاى شخصى است. متاسفانه زنان به طور عموم، خيلى اعتمادبه‏نفس پایینی دارند و بسیار خود را دستِ‏کم می‎گیرند. آگاهی کمی نسبت به توانایی‏های خود دارند و همین هم موجب خودکم ‏بینی آن‏ها شده است. وقتى دخترى در محيطى پرورش پیدا کند که توانایی‏هایش مورد باور قرار بگیرد و شخصیت‏اش قوی بار بیاید، همین باعث می‏شود که در جامعه هم اعتماد‏به ‏نفس کافی داشته باشد.


سهرابی: خب به نهاد خانواده نگاهی بیندازیم.به نظرشما ساختاروماهیت نهاد خانواده چه تأثیر وتأثراتی بر مسائل زنان جامعه ی ما می‌گذارد؟

سبحانی: خانواده اولين مكان بروز شخصت زن به‏شمار مي‎آید. خانواده، نمونه‏ى كوچکی است از جامعه. اولین واکنش‏ها در برابر کنش‏های یک زن، از خانواده نشأت مي‏گیرد. مبحث خانواده ارتباط خیلی مستحکمی با مبحث زن دارد. هرکدام از جنس مذکرهای درون خانواده، به‏گونه‏اى مي‎توانند بر روى شكل‏گیری شخصیت زن تأثير بگذارند. اگر یک زن بتواند چالش محیط خانوادگی را با موفقیت طی کند، مطمئناً خيلى راحت‎تر مي‎تواند در برابر نامرادى‎هاى اجتماع، ايستادگی کند.
جالب است که خیلی اوقات، تناقضاتی حل ‏نشده، درون خانواده‏ها مشاهده مي‏شود. از طرفى، تعصبات مردسالارانه، جنس مذكرهاى خانواده را بر آن مي‏دارد كه تسلّط روحى و روانى شديدى بر روى جنس مؤنث‏هاى خانواده داشته باشند و زن را در مخيّله‏ی خود، چیزی شبیه مُلک خود بدانند؛ از سویی دیگر هم، تحت فشار تغییرات جامعه و آگاه‏ شدن زنان خانواده، به ‏لحاظ درونی، تسلیم این تغییر شرایط شدند و حتی گاهی هم ابراز تمایل دارند به دادن فضای بازتری به زنان خانواده و احترام به حریم‏های خصوصی این زنان؛ اما از بروز همه جانبه‏ى چنین باوری، به‏ نوعی ابا دارند که این هم ثمره‏ى آموزش‏هاى جامعه‏ى مردسالار است؛ چون باعث طرد این‏گونه مردان از جامعه می‏شود و با عناوینی مانند "بی‏غیرت" و امثال آن مورد خطاب قرار داده می‏شوند.


سهرابی: بعضی جامعه‏شناسان لیبرال، کیان خانواده را برای زنان، چالش ‏برانگیزومحدودیت آفرین می‏دانند .شما چه تلقی ازین قبیل دیدگاه‏ها که امروز،شاهد آثاروپیامدهایش برجوامع شرقی ومسلمان هستیم،دارید؟

سبحانی: من نمی‏خواهم دیدگاه افراطی‏ای در این زمینه داشته باشم. مطمئناً تعريف خانواده در هر فرهنگی، تفاوت‎هایی با هم دارند. من با دیدگاه لیبرالی به این مسأله نگاه نمی‎کنم. یک سری حرمت‏ها هم‏چنان در فضای خانواده وجود دارد که باید مورد احترام واقع شود. اما وقتی مذکرهای خانواده، این حق را برای خود قائل هستند كه زن را به‏عنوان مملوك خود نگاه کنند، آن‏گاه نوع تعامل آن‎ها با زن هم نوع دیگری می‏شوذ. مطمئناً نهاد خانواده اگر سالم نگه داشته شود، خیلی بهتر هست برای یک زن؛ چرا که نوعی امنیت را هم برای جنس مؤنث‏ها به ارمغان مي‏آورد. اما وقتى محيط خانواده، ناسالم باشد، همين موجب فرارى‏شدن جنس مؤنث‏ها از چنین محیطی می‎شود.آن وقت است که زن مجبور می‎شود به محیط‏های دیگر و افراد دیگری پناه ببرد. یکی از آن موارد، وجود تعصّبات شدید و کنترل‏های مداوم بر روی جنس مؤنث است؛ همين هم خود زمينه‏ساز بروز خشونت در محيط خانواده مي‏شود.

سهرابی: نفس وجود خشونت در خانواده‏ها، چه تهدیداتی را متوجه زنان و دختران می‏کند؟
 

سبحانی: اولاً بايد ديد منظور از خشونت چیست. خشونت تنها خشونت فیزیکی نیست. انواع خشونت‏ها در محیط خانوادگی مشاهده می‎شود؛ مثل خشونت روانی، فیزیکی و جنسی. بسته به نوع نسبت‏ها در درون خانواده، این نوع خشونت‏ها هم بروز پیدا می‎کند. اما آن‏چه که بیشتر به چشم می‏آید، خشونت فیزیکی است؛ خشونتی که متأسفانه هم‏چنان رایج است و هر قشری را هم در برمی‎گیرد. شاید تصوّر شود که خشونت فیزیکی تنها در میان قشر بی‏سواد و با سطح فرهنگی پایین وجود دارد؛ اما متأسفانه، در ميان قشر تحصيل‏كرده و حتى کسانی که ادعای روشنفکری هم دارند، چنین خشونتی نسبت به زنان به راحتی بروز پیدا می‏کند که البته این هم بسته به نوع خانواده‏ها و محیط‏هایی هست که جنس مذکر در آن‏ها پرورش پیدا کرده است.

سهرابی: این خشونت‏های عریان و زیرپوستی چه آسیب‏هایی را متوجه زنان و دختران می‎کند؟

سبحانی: اولین تأثيرش، نااميدى از محيط خانواده و ازدست‏رفتن احساس امنيت است كه به دنبال آن هم، پناه‏بردن به افراد دیگر و محیط‏های دیگر است؛ چرا که این آسیب‏های روانی، احتیاج به یک ساپورت قوی روانی دارد که زن مجبور است آن را در جاهای ديگری جستجو كند. در زندگی زناشویی هم، خشونت، کاملاً سبب سردی روابط و به‏مرور، موجب طلاق عاطفی میان زوجین می‏شود.

سهرابی:درعرصه ی فعالیتهای اجتماعی، زنان باچه موانع وچالش‏هایی روبرو هستند؟ چه چیزهایی پر پروازآنان را می‏سوزاند؟

سبحانی: اجتماع سرشار است از دیدگاه‎ها و نظرات گوناگون. فرهنگ‏ها و تابوهایی که محصول جامعه است، یکی از موانع بزرگ در برابر زنان به شمار می‏آید. محدودیت‏هایی که ناشی از این فرهنگ‏هاست، زنان را از خیلی پیشرفت‏ها منع می‏کند. تابوهایی که به لحاظ منطقی و عقلانی، هیج محلی از اعراب ندارند؛ اما متأسفانه سايه‏شان، بر روى جامعه گسترده است. شما در نظر بگیرید حق و حقوقی را که برای یک دختر و پسر در جامعه در نظر می‏گیرند، چقدر متفاوت است. این تبعیض‏ها از همان اوان کودکی اعمال می‏شود؛ وقتی که نقش‏های جنسیتی، چندان پا نگرفته و این جداسازی‏ها، مضحکه‏اى بيش نيست. تحت فشار چنین جامعه‏اى هم هست كه اين محدوديت‏ها، از سوى خانواده‏ها هم ناخواسته اعمال مي‏شود. هرچه محیط اجتماعی هم کوچکتر باشد، این محدودیت‏ها و تبعیض‏ها، فراگیرتر می‏شود. زن در درون محیط های خارج از محیط خانواده، به‎طور آشکاری، جنس دوم تلقّی می‏شود. مبارزه با چنین دیدگاهی، اعتمادبه‏نفسی قوی و اراده‏اى آهنين را مي‎طلبد. خيلى جرأت مي‏خواهد كه يك زن، زير نگاه‏های هرزه‏ى اطرافش، در راه دستيابى به آرمان‏هایش، پایداری داشته باشد و آن نوع نگاه‏ها را تاب بیاورد.

سهرابی: بگذارید مقداری هم به چالش امنیت اجتماعی زنان که فکر می کنم یکی از دغدغه های اصلی شما هم باشد، بپردازیم.زنان درمحیط اجتماعی ما، چه میزان از امنیت روانی واجتماعی برخوردارند؟

سبحانی: خب از هر سوکه به این قضیه نگاه کنیم، یک جورهایی به مبحث امنیت ارجاع داده می‏شود شاید چون شخصاً چنین ناامنی‏هایی را به عینه در اطرافم مشاهده و تجربه کردهام،اینگونه روی قضیه‏ى امنيت حساس شده باشم. من هميشه مي‎گویم باید با دید یک زن به مسأله‏ى زن نگریسته شود تا بتوان حس زنانه را تا حدی درک کرد. زنان این چالش‎ها را به عینه لمس می‏کنند و این خیلی متفاوت است با آموزش در این زمینه. وقتی یک زن، امنیت را در خانواده و پس از آن در جامعه بدست نیاورد، آن وقت دچار چالش‏های روانی و عزلت‏گزینی‏های خودخواسته می‏شود. چرا باید محیط اجتماع تا به این حد ناسالم و ناامن باشد که گذر از برخی اماکن در ساعت‏های خلوت روز، دلهره به جان زنان بیندازد؟ مزاحمت‏های خیابانی، نمودی از همین جامعه‏ى ناامن و ناسالم است.

سهرابی:آیا بخشی از این ناامنی‏ها را خود زنان با مقاصد ناسالم واغواکننده به جامعه تزریق نمی‏کنند؟

سبحانی: من كاملاً مخالف چنین دیدگاهی هستم. این دیدگاه، حس مسؤليت‏پذیری را از مردان سلب می‎کند. به نوعی می‏خواهد بار گناه را به دوش زن‏ها بیندازد. متأسفانه خيلى هم روى چنین دیدگاه غلطی مانور داده می‏شود؛ گویی که زن‏ها صرفاً موجودات شیطان‏صفت و اغواگری هستند که هر مردی از دام آن‏ها رهید، جان به سالم به در برده است! اینجا مردان کاملا منفعل فرض شده‏اند و جالب این‏که تنها جایی است که چنین نقش تأثيرگذاری را برای زن قائل مي‎شوند.

سهرابی: چرا؟ آیا نیستند بخشی از زنانی که متعمّداً زمینه ی ناامنی اجتماعی را برای خود و دیگران فراهم می سازند؟

سبحانی: اين جور موارد خيلى نادر است. اين ديدگاه، از آموزهای مذهبی ادیان مختلف سرچشمه می‎گیرد. در تمامی ادیان، آشکارا نقش اغواگری را به زن نسبت داده‎اند؛ چیزی که تحت عنوان اسرائيليات هم وارد دين اسلام شد!


سهرابی: وجود باندهای فساد، خانه های تیمی و اقسام مظاهر فساداجتماعی چی؟آیا رسوخ فساد اخلاقی به دلایل وانگیزه های مختلف، یکی از واقعیتهای تلخ جامعه ی امروز ما نیست؟

سبحانی: من تصوّرم این است که بیشتر زنانی که به چنین کارهایی مشغول می‏شوند، درصد بالایی از آن‎ها، برای تأمين نيازهاى اقتصادی است.

سهرابی: یعنی شما در این ناامنی های اجتماعی، سهمی را برای جامعه زنان قائل نیستید و تمام کاسه کوزه ها را سر مردان می‏شکنید؟!

سبحانی: من چنین حرفی را نزدم. اما می‏گویم آن اندازه که زنان را مقصر و عامل مخرّب در این زمینه می‏دانند، آن طور نیست. وقتى كه نگرش‏های جنسی در جامعه حکمفرما می‏شود و انتظاراتی دور از واقع از زن‏ها می‎رود، آن وقت است که زنان هم برای برآورده‏کردن آن نوع انتظارات و جانماندن از قافله‏ى استاندارهاى جنسى در جامعه، ناچار به سوی تبدیل‏شدن به زن ایده‏آل مردان مي‏روند؛ همين است كه آن‏ها را به‏سمت اغواگری می‏کشاند.

سهرابی:اما خود زنان آیا زمینه‎سازشکل‏گیری و استمرار چنین نگاه‎های ناپاکی نبوده‎اند؟

سبحانی: وقتی که زن ایده‏آل، خلاصه شود در اندام و ظاهر يك زن و ديگر توانایی‏هایش نادیده گرفته شود، پس ناچار زنان برای به‎دست‏آوردن تأييد و نظر مساعد مردان، به‏سوى تبديل‏شدن به عروسك دلخواه مردان كشيده مي‏شوند. نمي‏گویم که همه‏ى زنان، با اكراه چنین موضعی را انتخاب می‏کنند؛ اما فشاری که به لحاظ روانی در این زمینه بر روی زنان وجود دارد، آن‏ها را ناخواسته به چنین سمتی سوق می‏دهد. زن در اين حالت تبديل به كالايى شده براى تأمين خواست و هوس مردان. جالب است كه چنین زنانی هم در خیلی مواقع، از سوی مردان طرد می‏شوند، چرا که در نگاه مردان، چنین زنانی دارای بلاهتی آشکار هستند که مورد تمسخر مردان واقع می‏شوند.

سهرابی: در زمینه ی مسائل اقتصادی زنان هم صحبت زیاد است و یکی از موضوعاتیست که فعالان حقوق زنان در ایران، طی این سالها، آن را برجسته ساخته اند و بخش عظیمی از معضلات را از زاویه ی مسائل مرتبط به اقتصاد زنان وخانواده نقد وبررسی می نمایند.عامل اقتصاد چه نقشی درمسائل مربوط به امور زنان بازی می کند؟

سبحانی: این یک چالش جهانیاست. طبق آمارها، دوسوم کار جهان را زنان انجام می‏دهند؛ اما کمتر از 10درصدقدرت اقتصادی را دارا هستند. این یعنی زنان با وجود نقش اقتصادی قابل‏توجهی که دارا هستند، اما به لحاظ درآمد، در سطح پایین‏تری از مردان قرار دارند. به لحاظ حقوق و دستمزد هم در خیلی مواقعِ کار برابر با مردان، از درآمد پایین‏تری برخوردارند. در ایران، زنان به لحاظ دیگری دچار چالش اقتصادی هستند. نبود استقلال مالی، بزرگترین چالش اقتصادی برای زنان به‏شمار میاد. استقلال مالی هم از نبود شغل و درآمد شخصی نشأت مي‏گیرد. خیلی اوقات هم مردان، به روش‏های زیرکانه‏اى و تحت لواى خيرخواهى و محبت، مانع به استقلال‏رسيدن زنان به لحاظ اقتصادى مي‏شوند تا همواره زنان را وابسته به خود نگه دارند.
جدای از مشکلات اشتغال در ایران که هر دو جنس را تا حدی به‏طور یکسان دربرگرفته، به‏صورت سیستماتیک هم از اشتغال زنان جلوگیری می‏شود. نمونه‏اش همين تبعیض جنسيتى در دانشگاه‏ها که به دختران اجازه‏ى تحصيل در برخى رشته‏ها را نمي‎دهد و يا در گزینش شغلی، مردان مقدم بر زنان قرار می‏گیرند.

سهرابی:به نظر شما، درمجموع، چرا ما مردان با اشتغال شما زنان زیاد روی خوشی نشان نمی دهیم؟

سبحانی: طبیعی است که مردان از استقلال مالی زنان واهمه داشته باشند، چون به‏مرور تسلّط خود را بر وجود زنان از دست می‎دهند. قدرت مالی سبب پدیدآمدن جسارت در میان زنان می‎شود و آن وقت، مطالبات خود را مصرّانه پیگیری می‏کنند.

سهرابی:شما وضعیت مشارکت سیاسی زنان در ایران را چطور می بینید؟

سبحانی : خب در مورد این چالش، می‏شود به نکاتی اشاره کرد. سابقه‏ى مشاركت سياسى و مدنى زنان در ايران، در حال حاضر، بيش از يك قرن را در برمي‎گیرد. ما زنان فعال زیادی را در تاریخ ایران داشتیم؛ زنانی که اگر تلاش‏های آن‏ها برای کسب حق مشارکت مدنی و سیاسی نبود، اکنون هم به شیوه‏هايى بايد با چالش‏های ابتدایی در این زمینه، دست و پنجه نرم می‏کردیم. شما مستحضرید که در طول انقلاب مشروطه، خیلی آشکارا حق رأى از زنان سلب شد؛ روحانيان شيعى هم نقش بارزى در اين سلب حق طبيعى داشتند. از سال 1285 كه اين حق از زنان سلب شد تا سال 1341 كه با مبارزات طولانی و نفس‏گیر، این حق به دست آمد، زنان فعال زیادی در این راه قدم برداشتندکه می‏شود از کسانی مانند صدیقه دولت‏آبادی، فاطمه سیّاح، مهرانگیز منوچهریان و خیلی‏های دیگر نام برد. واقعاً تلاش‏هایی که این زنان در این راه داشتند، ستودنیست. آن‏ها هرکدام به سهم خود، یک تنه در برابر ناملایمات ایستادند و تا گرفتن این حق، از پا نایستادند. اگر الان ما در پی گرفتن حقوق ثانوی خود در زمینه‏ى مشاركت سياسى و مدنى هستيم، همه از صدقه سر اين قشر زنان و نتيجه‏ى مبارزات آن‏هاست.

سهرابی: آیا در میان اهل سنّت ایران هم زنان فعالیت‏های این چنینی داشته‏اند؟ ازمشروطه به بعد؟

سبحانی: متأسفانه چنین فعالیت‏هایی را در میان زنان اهل سنّت، هیچ‏گاه مشاهده نکردیم. خب شاید یک سری دلایل حاشیه‏اى، مسبّب چنین امری بودند. یکی از آن دلایل به زعم من، مرزنشینی این زنان و دور بودن آن‏ها از مرکز چنین بحران‏هایی بوده است. این‎که جمعیت اهل سنّت، پراکنده در شهرهای مرزی ایران هست و به تبع آن، دچار محرومیت از هر نوعش است، خود می‏تواند عامل تعیین‏کننده‏اى بوده باشد در اين عدم مشاركت. بي‏سوادى هم نقش بارزى داشته است. در واقع، غم معيشت و به‏عبارتى، غم تأمين نيازهاى كفِ هرم مازلو، خود در اين زمينه بى‏تأثير نبوده است. اما خب اين مربوط به سال‏ها پیش است. اکنون که جوامع متأثر از روند جهانى‏شدن هستند و فرضيه‏ى دهكده‏ى جهانى را مي‏شود به عينه در زندگی خود لمس کنیم، دیگر جای توجیهی را برای این عدم مشارکت و عدم رغبت به داشتن نقش‏های مدنی و سیاسی، باقی نمی‎گذارد. الان خیلی فرصت‏های مناسبی برای بروز این‏گونه نقش‏ها فراهم است. کاری به تبعیض‏های ناعادلانه ندارم؛ آن‎ها به‏جای خود؛ اما گاهی فرصت‏های طلایی‏ای پیش می‏آید که متأسفانه توجّهى به آن‏ها نمي‏شود. خيلى اوقات، اين بى‏رغبتى‏ها و دوری‎گزیدن‏ها کاملا خودخواسته بوده است.
 متأسفانه زن مدرن ايرانى، نه همپاى زنان مدرن جهانى پیش میرود و نقش‏های مدنی و سیاسی را جسورانه بر عهده می‏گیرد و نه نقش تاریخی مادران خودش را هم به درستی عملی می‏کند. یک جور وازدگی، یک جور بی رغبتی، نا امیدی و شاید هم تنبلی؛ متأسفانه زنان ما، آشكارا خود را از برعهده‏گرفتن نقش‎های اجتماعی، به‏دور نگه می‏دارند. ارزش‎هایی که اکنون در میان زنان ما مطرح است و آن را هم به‏راحتی، به فرزندانشان انتقال میدهند، نتیجه‏اش همين عدم مشاركتى است كه كاملا آزاردهنده است. اکنون آن‏چه که در میان قشر عمده‏ى زنان، ارزش تلقّی می‎شود، نه زنانگی‎کردن بلکه به بطالت و بی‎ثمری گذراندن زندگی است. آن‏ها دچار نوعى رخوت و واپس‎زدگی شده‏اند و روزمرگی‎ها هم مثل خوره به جان آن‏ها افتاده است.

سهرابی: آمار بالای دانشجویان دختر دردانشگاه‎های کشور، چه معنا و مفهومی می تواند درچارچوب مسائل زنان داشته باشد؟ آیا این نوعی از مشارکت عرض اندام وخودی نشان دادن اجتماعی آنها نیست؟

سبحانی: خب از یک سو این‏که 62 درصد قبولی‏های کنکور را دختران به خود اختصاص داده‏اند، جای امیدواری و خوشحالی است؛ اما از سوی دیگر، پس از به‎پایان‏رساندن ایام تحصیل و بازگشت به محیط خانه، اکثراً دوباره دچار همان رخوت و بی‏انگیزگی می‏شوند که البته بازار کار بیمار ایران در این مورد، بی ‏تأثير نيست. بسيارى اوقات هم انگار فرقی میان یک دختر تحصیل‏کرده با یک دختر تحصیل‎نکرده وجود ندارد؛ نوع ارزش‏ها و سبک زندگی‏ای که بر عهده گرفته‏اند، تفاوت چندانی با هم ندارد.

سهرابی: اگربخواهیم با یک جمعبندی از صحبت های شما، به مطالبات واقعی و اساسی زنان ایران بپردازیم، شما کدام خواسته ها را دراولویت می بینید؟

سبحانی: در مورد مطالبات عمده‏ى زنان با توجه به نبود يك تشكل مدنى پیگیر در این زمینه، می‎شود به چند مورد اشاره کرد. کفِ این مطالبات، رفع قوانین تبعیض‏آمیز جنسیتی است. حال چنین قوانینی، هم در عرصه‏ى اجتماع و هم در عرصه‏ى سياسى، به چشم می‏آید. قوانین مربوط به خانواده که بارها در مجلس به مناقشه گذاشته شده است، یکی از تبعیض‏آمیزترین قوانین نسبت به زن به شمار می‏آید. درست است که قانون حمایت از خانواده، تأثيرات مثبتى را هم به همراه داشته است؛ اما واقعيت اين است كه هنوز خيلى از تبعيض‏ها و ظلم‏ها از طريق همين قانون معيوب، به زن روا داشته مي‏شود؛ از قانون طلاق گرفته تا حق حضانت و چندهمسری و ... قانون صیغه هم که بماند، چون یک بحث مذهبی است، به آن اشاره‏اى نمي‏كنم. برابری و رفع تبعیض؛ بن‏مایه‏ى تمامى اين تلاش‏ها، همين مسأله است.

سهرابی: آیا مخالفت باچندهمسری، با نص صریح اسلامی ما منافات ندارد؟

سبحانی: این‏که بر اساس چنین قانونی، یک مرد به صرف توانایی مالی، بدون اجازه‏ى زن اول، قادر به تجديد فراش باشد، هيچ سنخیتی با قوانین اسلامی ندارد. هرچند که هنوز هم فلسفه‏ى چندهمسری برای من حل نشده‏ست. اگر قرار بر این باشد که با یک سری توجیهات و بر اساس یک سری شرایط، چندهمسری را برای مرد موجّه دانست و این را حق مرد تلقّی کنیم، آن وقت در مقابل، با ضایع‏شدن حق زن در صورت دارابودن همین دسته از شرایط چکار باید کرد؟! این‏که در توجیه چندهمسری، دلایلی از سوی فقیهان ارائه شده از جمله: عقيم‏بودن زن، مريضى لاعلاج زن و ...، این‏ها صرفا توجیهات فقیهان بوده برای چندهمسری. مستحضر هم هستید که در تمام طول تاریخ اسلام، فقه توسط مردان تدوین و نگاشته شده و فقه کاملا مردانه شده است. این نوع توجیهات اصلاً در قرآن نیامده است و این صرفاً تراوشات ذهن فقیهان بوده برای توجیه امر چندهمسری. مگر غیر از این است که همین شرایط امکان دارد نسبت به زن هم پیش بیاید؟!


سهرابی:یعنی شما تحت هیچ شرایطی وعلی الخصوص درشرایط موجود جامعه‌ی ایران، چندهمسری را توجیه‎پذیر نمی‏دانید؟

سبحانی: من چند همسری را با این نوع توجیهات اصلاً نمی‎پذیرم و کاملاً آن را مردود می‏دانم. عقیم ‏بودن، مریضی لاعلاج و ... امکان دارد در مرد هم بروز پیدا کند؛ آن وقت چاره‏ى زن چیست؟! آیا خدا چنین ناعدالتی‏ای را در حق زن روا می‏دارد؟!

سهرابی: آیا شما تصریحات دینی مبنی بر پذیرش چند همسری والبته طبق شروط وضوابط خاص خود را قبول ندارید؟

سبحانی: من هنوز فلسفه‏اش برایم حل ‏نشده باقی مانده است. در آيه‏ى تعدّد زوجات، اين مسأله در كنار مسأله‏ى يتيم مطرح شده است، يعنى ارتباطى ميان اين دو موضوع هست. خداوند در قرآن نفرموده است که اگر زن شما عقیم بود یا بیماری لاعلاج داشت، بروید زن دیگری بگیرید. حتی به صراحت هم از چندهمسری نهی شده؛ آنجا که توصیه به رعایت عدالت در میان همسران دارد و بعد هم آب پاکی را روی دست مردان می‏ریزد که رعایت این عدالت، خیلی سخت بوده و این یعنی بهتر است از چنین کاری پرهیز کنید! حالا جالب است که از میان این همه اعمال سنّت نبوی، مردان ما به همین قضیه ‏ى چندهمسری چسپیده‏ اند و انگار تمام سنّت را به ‏جا آورده‏اند و تنها جای همین یکی خالی بوده؛ البته اگر بشود آن را هم سنّت به شمار آورد؛ چون ازدواج‏های متعدّد پیامبر، دلایل و فلسفه‏ى ديگری داشته است!

سهرابی:پس نفی چندهمسری ازجمله خواسته های حقوقی و اجتماعی زنان است؟

سبحانی: مطمئناً به دليل الهام‎گرفتن قوانین ایران از قوانین شرع اسلام، نفی تمام و کمال آن، امری امکان‏ناپذیر هست؛ بلکه همین که در راه چندهمسری، قوانین سخت‏گیرانه‏اى وضع بشود كه مردان هم به صرف توانايى مالى، به راحتى قادر به چنین کاری نباشند، خود می‏تواند قدم موفقیت‏آمیزی در این راه به شمار بیاید. یا در زمینه‏ى قانون حضانت كه آن‏جا هم ظلم آشكارى به زن مي‏شود. البته قانون طلاق را هم نبايد ناديده گرفت؛ قانونی که به درصد زیادی، به سود مرد تنظیم شده و راه‏های گریز قانونی را به راحتی، فراروی مرد قرار داده است.

سهرابی: آیا مطالبات زنان سکولار و اسلام‏گرا و مذهبی‎ها در ایران با هم یکی هستند یا تفاوت‏هایی وجود دارد؟
سبحانی: خب كاملاً آشكار است كه تفاوت‏هايى با هم داشته باشند؛ اما اصل قضيه، همين برابرى و رفع تبعيض است.

سهرابی:نظرشما راجع به فمنیسم با پسوند اسلامی چیست؟

سبحانی: به گمان من، فمنیسم اسلامی، ترکیبی است اثرپذیرفته از مبارزات مدنی زنان مسلمان و باورهای مذهبی آن‎ها؛ در واقع می‏شود گفت که به نوعی، همسوسازی زنانِ مسلمانِ فعال در زمینه‏ى حقوق زنان است با جريان فمنيسم، و الا اگر بخواهیم با قوانین و اِلمان‏های فمنیسم آن را بسنجیم، تفاوت‏های چشمگیری را می‏شود مشاهده کرد.

سهرابی:آیا ساختارهای اجتماعی وقانونی جوابگوی این مطالبات امروز زنان هستند؟

سبحانی: بی‎شک ساختارهاى اجتماعى، ظرفيت پذیرش این نوع مطالبات را دارند، تنها باید در برابر ابراز چنین مطالباتی، راه باز گذاشته شود. روند آگاه‏سازی جامعه، به‏صورت پروسه‏اى خيزشى در جريان است و اميد به تغييرات، فراوان است. شرایط محیطی خیلی در این زمینه تأثيرگذار است؛ چرا که محیط، متأثر از فرهنگ و سنن مناطق مختلف است؛ یعنی به عبارتی، هرچه محیط بازتر باشد، امکان بهره‏بردارى از فرصت‏ها هم بيشتر فراهم است.

سهرابی:البته فرصت به نسبت گذشته، بهتر هم شده است.

سبحانی: درست است. بايد همين طور هم باشد. سطح آگاهی زنان الان بالاتر رفته است. البته هنوز در خیلی مناطق بسته و سنّتی، زنان با این چالش‎ها دست و پنجه نرم می‏کنند؛ اما بعضی اوقات با بارقه‏هاى اميدى در جوامع بسته هم روبه‏رو مي‏شويم؛ مثلا همين چند مدت پیش، اولین شهردار زن، در یکی از شهرستان‏های بلوچستان (شهرستان سرباز)، انتخاب شد. "سامیه بلوچ زهی" که تنها 26 سال دارد، از طرف شورای شهرشان به‏عنوان شهردار انتخاب شد. خب این اتفاقِ کمی نیست. در یکی از بسته‏ترين جوامع ايران كه مردسالارى در آن غوغا مي‏كند، جامعه به سمتى رفته است كه ظرفيت پذیرش یک زن را در چنین جایگاهی دارد؛ این اتفاق فرخنده‏اى است كه بايد آن را مغتنم شمرد.

سهرابی:به نظرشما این موفقیتهای موردی زنان نتیجه ی چیست؟

سبحانی: خب اين نشان از به‎ثمررسيدن تلاش‎هاى زنان در راه آگاه‎سازی جامعه بر حقوق زنان و بهادادن به استعدادهای زنان است؛ یعنی این‏که ما امیدوار باشیم که این تلاش‏ها، روزی نتیجه خواهد داد و مردهای جامعه هم هر اندازه که ذهنیتشان بر فرهنگ مردسالاری شکل گرفته باشد، قابلیت تغییر را به‎صورت تدریجی دارند.


سهرابی: آیا این نتیجه‏ ی فرایند جهانی‏شدن و رشد ارتباطات و اطلاعات وبهره برداری از فرصتهای این عصر نیست؟

سبحانی: درست است، تأثيرات جهانى‏شدن هم هست. وقتى در جامعه‏ى سنتى و مردسالارى مثل هند، اعتراضى گسترده در برابر تجاوز دسته‏جمعى به یک دختر كه موجب مرگ آن دختر شد، صورت می‏گیرد؛ یعنی حتی چنین جامعه‏اى هم نمي‏تواند در برابر جهانى‎شدن و اثرات آن مقاومت داشته باشه. بعد ببينيد كه چنین اعتراض گسترده‏اى چطور در تمام دنیا منعکس می‎شود. همین خود سبب اطلاع‏رسانی گسترده در سرتاسر جهان به نسبت یکی از ظلم‏های آشکار که روزانه نسبت به زن‏ها روا داشته می‏شود، خواهد شد. این‎گونه اعتراض‏ها و پیگیری‏ها، خود به مرور، تبدیل به پروسه‏اى خزنده مي‏شود در مسير احقاق حقوق زنان.

سهرابی:از بسیج افکار عمومی علیه تجاوز به زنان. پس از نقش فرصت‏زای رسانه‎ها هم نباید غافل بود.

سبحانی:. بله، دنياى ارتباطات به راحتى مي‏تواند چنین همگرایی را ایجاد کند، یعنی خیلی بهتر از آموزش‎های مستقیم. هرچند خیلی از اوقات به دلیل تابوبودن خیلی از مسائل، رسانه‏ها از انعكاس آن‏ها عاجز هستند، اما به هرحال نبايد اين نوع ابزار كارساز را ناديده گرفت. مثلاً همین قضیه‏ى تجاوز، مگر در چنین حالت‏های گسترده‏اى انعكاس پیدا کند یا قتل های ناموسی که اکثراً مسکوت گذاشته می‏شود.
سهرابی:می‎خواهم الان به آسیب‏های اجتماعی زنان بپردازیم. از نگاه شما عمده آسیب‎های اجتماعی زنان جامعه ما چه هستند؟ بعد بپردازیم به اسباب وعلل آن و در نهایت راه برون‏رفت زنان جامعه از این آسیب‏ها را تشریح بفرمایید.

سبحانی: عمده‏ ترين آسيب اجتماعى زنان، خشونت عليه زنان است. قبلاً هم مقدارى به بحث خشونت عليه زنان اشاره كردم؛ خشونت زبانى، خشونت حقوقى و چند نوع خشونت دیگر را هم لازم است به آن اشاره کنیم. در کل، آسیب‎های اجتماعى خيلى زياد هستند؛ مانند: اعتياد، تن‏فروشى، فرار از خانه، آسيب‏هاى شغلى و ... كه فكر مي‎كنم اين‏جا مجال پرداختن به آن‏ها نباشد.

سهرابی: بگذارید دراین مجال اندک، از آسیب های اجتماعی زنان، فاکتورگیری داشته باشیم و دراین میان به یکی از رایج ترین این آسیبها یعنی «طلاق» اشاره کنیم . به نظرشما چه اتفاقی می‏افتد که در این مملکت زن به زندگی مشترکش با یک مرد پایان می دهد؟
سبحانی: آسیب طلاق، قدمتی به طول تاریخ دارد. تنها مختص به یک جامعه‏ى خاص هم نيست؛ اما با اين وجود، بهترين راه برون‏رفت از آسيب بزرگتری به نام آشوب زندگی مشترک است. این‏که آمار طلاق این اندازه بالا رفته است، پیامد آگاهی زنان جامعه‏ى ما است. ما نبايد طلاق را فقط بر اساس آمار آن بسنجيم. متأسفانه در جامعه‏ى ايران، طلاق به نسبت زنان، يكى از تابوهاى بزرگ و جبران‏ناپذیر تلقّی می‏شود. این‏که من تأكيدم روى آمار طلاق نيست، به اين دليل است كه طلاق را تنها همين طلاق شرعى و قانونى نمي‏دانم. "طلاق عاطفى" خيلى بيشتر رخ مي‎دهد. اگر بحث تابوبودن طلاق و آسیب‏های ناشی از آن برای زنان مطرح نبود، مطمئناً آمار رسمى طلاق، خيلى بالاتر از حالت كنونى هم بود، چون آن وقت تمام طلاق‏های عاطفی، به طلاق قانونی می‏انجامید! مادران جامعه‏ى ما بسيار دچار این طلاق عاطفی شدند؛ اما به دلیل خودسانسوری و فداکاری در قبال فرزندان، ادامه‏دادن یک زندگی زجرآور را پذیرفتند. چه بسا که اگر حمایت خانوادگی، روانی و اجتماعی از زنان مطلقه می‏شد، زنان جامعه‏ى ما هم تا به اين اندازه حاضر به قبول ظلم و خشونت در زندگی خود نمی‏شدند و راحتتر اقدام به جدایی می‏کردند! اکنون هم که آمار طلاق بالا رفته، بیشتر ناشی از بالارفتن سطح آگاهی زنان است که حقوق خود را بهتر می‏شناسند و با وجود فراهم‏نبودن شرایط مناسب خانوادگی و اجتماعی، در این جامعه‏ى تابوزده، ننگ طلاق را به جان می‎خرند و حاضر به ادامه‏ى چنین استظلامی نمی‏شوند!


سهرابی: اگر بخواهیم طلاق را واکاوی کنیم، درچه شرایط روانی ـ اجتماعی، طلاق رخ می‏دهد؟

سبحانی: این بستگی به شرایط خانواده‏هاى گوناگون دارد. اکثراً نبود تفاهم در مسائل ابتدايى و اجتماعى است. خيلى اوقات زن امنيتش را در محيط خانه، ازدست‏رفته مي‏بيند. اما بعضى اوقات هم انگیزه‏ى طلاق، چیزی ورای مسائل روزمره است. گاهی اوقات، انگیزه‏ى طلاق، تفاوت جهان‎بینی و نگرش‏های طرفین است.

 



ارسال شده در مورخه : جمعه، 14 شهريور ماه، 1393 توسط admin2  پرینت

مرتبط باموضوع :

 مصاحبه اختصاصی پینوس با کیوان حاتمیان  [ دوشنبه، 20 خرداد ماه، 1392 ] 2202 مشاهده
 مصاحبه اختصاصی پینوس با ابراهیم یوسفی  [ دوشنبه، 20 خرداد ماه، 1392 ] 1847 مشاهده
 مصاحبه اختصاصی پینوس با محمد فاروق یوسفی  [ دوشنبه، 20 خرداد ماه، 1392 ] 2443 مشاهده
 مصاحبه اختصاصی پینوس با دکتر کوهسار خالدی  [ چهارشنبه، 29 خرداد ماه، 1392 ] 7276 مشاهده
 مصاحبه اختصاصی پینوس با احسن احمدی  [ سه شنبه، 21 خرداد ماه، 1392 ] 2285 مشاهده
نام: ؟
ایمیل: ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورخه : دوشنبه، 24 شهريور ماه، 1393
فقط میتوانم بگویم متاسفم که بیشترین دغدغه ی ما زنان مسلمان "نابرابری جنسیتی" است.واژه ای که در ادبیات اسلام جایی ندارد و متاثر از تفکر فمنیستی غربی است.زنان غرب خیلی وقت است فمنیسم را فراموش کرده اند و به دنبال توسعه ی توانایی های "زن" بر اساس استعداد های ذاتی اش هستند ولی ما زنان مسلمان چشممان را به پس مانده های فکری آنان دوخته ایم.این میشود که پای آن زنان به ماه میرسد ومازنان مسلمان هنوز از فمنیسم فراموش شده ی آنان سخن می گوییم. الگوی زن مسلمان، زنان پیامبر،و زنانی چون آسیه و مریم و خدیجه و.... و در زمان خودمان کسی مانند زینب الغزالی الجبیلی است.آنان برای تعریف نقش زن مسلمان بحث جامعه شناسی فمنیستی نکردند وفقط وفقط آموزه های اسلامی را مبنای "فکر وعملشان" قرار دادند و در راه اسلام فراتر از جنسیتشان رفتند و چهره ی زن مومن را بر جهانیان نمایان نمودند.یادمان باشد در تحلیل مسایل مربوط به مسلمانان به جای افکار ناشی از محرومیت های(زنان)ناشی از تفکر کلیسایی و یا انقلاب صنعتی غرب ،از مبانی نظری اسلامی استفاده نماییم.
ارسال جوابیه ]

نام: گل
ایمیل: 555

در مورخه : سه شنبه، 1 مهر ماه، 1393توسط
(مشخصات کاربر yosra69 | ارسال پیغام شخصی)
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام.این مقاله یک جانبه و یک طرفانه بررسی شده است.و متعصبانه است.و بیشتر باعث خیزش زنان علیه مردان و فراموش کردن وظایف مادرانه میشود.در نگاه اول این مقاله حس جبهه گیری در مقابل مردان را القا میکند...در این مصاحبه زنان در مقابل مردان قرار گرفته اند نه در کنار آنها.حال آنکه در اسلام هیچ گاه هیچین توصیه ای نشده است...زن موجودیست که خصلتش این است که به دلگرمی و حامی نیاز دارد.این یک نیاز درونی است و یکی از خصوصیات اوست پس نمیتوان انکارش کرد.پس نمیتوان گفت زنان باید استقلال داشته باشند...ابتدا خود کلمه استقلال معنا شود.بعد از استقلال زنان صحبت کنید...متاسفانه زنان امروز با حضور افراطی در جامعه وظایف سنگین مادرانه را فراموش کرده اند...شاغل بودن مادر صدمات جبران ناپذیری به فرزندان وارد میکند....این مصاحبه به گونه ای زنان را به طرف خودخواهی سوق میدهد...وقتی امرزو مادر بفکر خودش باشد و بفکر استقلال خودش پس درس ایثار و از خود گذشتگی را چه کسی به فرزندان بیاموزد؟! مادران ما نمونه بارز ایثار بوده اند...بی خود و بی اساس نیست که میگویند بهشت زیر پای مادران است....متاسفم که در این مصاحبه از تلاش زنان برای برتری نسبت به مردان صحبت شده حال آنکه در قران برترین شخص با تقوا ترین شخص است...من بعنوان یک دختر مسلمان به اسلام کاملا اعتماد دارم و میدانم هیچ گاه حقوق زنان را پایمال نکرده است و هر کدام از احکامش شرایطی دارد و موقعیتی....و نمیتوان بدون مطالعه آن حکم را نقد کرد..بلکه حتما خیری در آن نهفته است...چون اگر اینگونه نباشد کامل بودن اسلام و جامع بودن دینم زیر سوال میرود....پس این همه شعار دین کامل اسلام چه میشود؟! حضور 62درصدی دختران در کنکور نشانه قدرت جامعه زنان نیست...نشانه ضعف برنامه ریزی هاست...با این حضور فرصت های شغلی برای پسران از دست میرود...شرایط ازدواج از دست میرود..باعث بالا رفتن سن ازدواج میشود و...بله شاید بظاهر موفقیت باشد اما تبعات سختی را به دنبال خواهد داشت.... غرب خیلی وقت است افکار فمنیستی را فراموش کرده و به دنبال پیشرفت های روز افزون است..اما دریغ که مسلمانان به دنبال حقوق از دست رفته هستند !!!!!!!!!!!و الگوهای ناب خود را فراموش کرده اند. بهتر بود بجای برانگیختن زنان علیه مردان به تربیت و آموزش خانواده ها پرداخته شود که چگونه با هم تعامل کنند...که اگر آمار طلاق بالاست ضعف از کجاست و آن را درمان یا پیشگیری کرد.... و السلام علیکم و رحمه و برکاته
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
ایمیل (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید