پنجشنبه، 6 تير ماه، 1398

عمربن عبدالعزیز

 

نويسنده: ابراهيم كامران پور

 اوقبل از رسيدن به خلافت شخصي شيك پوش وخوشگذران بود اما هرگزاز وي هرزه گي وسبكسري مشاهده نشده است.ابن عبد الحكيم در كتاب خود به نام [سيره عمر بن عبدالعزيز] دوران خلافت او را اينگونه توصيف ميكند "عمر بن عبدالعزيز از حيث ناز ونعمت وملك ورفاه از بزرگترين مردان وخاندان اموي بوده وازنعمت فراوان بهره مند بود.



ولي اين زهد وكناره گيري وتحولي كه در زندگي عمربن عبدالعزيز پديد آمدودوران خلافت راشده ي اورا در برگرفت زائيده ي يك شب طولاني وناشي از انتقال خلافت به او نبود بلكه رهين روزها وسالهايي است كه عمر طبق سفارش پدر ومادرش نزد دايي اش [عبدالله بن عمر] گذراند.

 مادرش در سيماي او نبوغي را مشاهده كرد وسزاوار ندانست فرزندش را از جوهرعطر آگين مدينه ي منوره دور نمايد. مادرش براي اين كار او را نزد دايي اش عبدالله بن عمر فرستاد تا همزمان او را از حيث علم وتزكيه وتهذيب تربيت كند. تعليم وتربيتي كه ابن عمر به او آموخت بنيان تربيت روحي عمر بن عبدالعزيز را تشكيل داد حتي قبل از رسيدن به خلافت بعضي از آثار مبارك همين تربيت در وي متبلور بود اين امر سبب تاثير پذيري عميق وي از الگوهاي زهد وتقواي آن روزهاي مدينه شد وبا بدست گرفتن منصب خلافت اين آثار به اوج خود رسيده است. در اين نوشتاربه نمونه هاي از آثار تعليم وتزكيه ي عمر بن عبدالعزيز ميپردازيم تا شايد از اين شخصيت بزرگوار بهره اي برده باشيم. او كه ميدانست كه يكي از شرايط پذيرش اعمال اخلاص است به همين علت نفس خود رادر يرابرگفتار وكردارهايي كه از او صادر ميشد شديدا محاسبه ميكرد تا مبادا آنچه را كه ميگويديا انجام ميدهد خالصانه براي خدا نباشد. اودرباره ي نفس ميگفت [ترس از مباهات وفخر نفس نمي گذارد زياد سخن بگويم.]

عمربن عبدالعزيز پيوسته خدا راشاهد وناظر ميدانست وهمواره احساس ميكرد كه او در همه ي امور بر وي ناظر است نقل است كه مقداري عنبر يا مسك را كه از (فيء)بود براي او آوردند كمي ازآن را بدست وصورت ماليد بلافاصله دست وصورت خود را شست تا اثر بوي خوش نماند كاتب وي به نام [ليث بن ابي رقيه] عرض كرد چندان مصرف نكردي كه با اين عجله آن را بشويي؟ گفت تعجب ميكنم از تو اي ليث!!! مگر استفاده ازآن به همين اندازه نيست كه از بوي آن استفاده كني؟ چرا كه عطر وعنبر خورده يا نوشيده ميشوند؟ وي از فرط هراس از سوال وجواب روز قيامت تنها به يك دست لباس اكتفا ميكرد وباآن به ميان مردم مي رفت اگه كثيف ميشد آن را ميشست ومجددا به تن ميكرد وهمچنين تمام طلاي همسرش را به بيت المال ميداد تا صرف امور مسلمانان شود.از خدای متعال خواستارم که مارا از رهروان واقعی افرادی همچون عمربن عبد العزیز قراردهد که بتوانیم با سربلندی خدا ورسولش را ملاقات کنیم..



ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 26 اسفند ماه، 1393 توسط admin2  پرینت

مرتبط باموضوع :

 سیره و سنت عملی رسول خدا توشه دعوتگران  [ سه شنبه، 23 آذر ماه، 1395 ] 2069 مشاهده
 عجيب ترين ازدواج تاريخ ،حماسه عشق بزرگ  [ جمعه، 23 اسفند ماه، 1392 ] 3317 مشاهده
 باز هم ثمر تلخ فرهنگ توهین و دشنام  [ يكشنبه، 5 خرداد ماه، 1398 ] 397 مشاهده
 قلب دارای یک مغز کوچک است!  [ دوشنبه، 18 مرداد ماه، 1395 ] 1852 مشاهده
 گفت و گویی بین یک خواهر و برادر  [ جمعه، 21 خرداد ماه، 1395 ] 1470 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
ایمیل (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید