دوشنبه، 30 مهر ماه، 1397

سندیکالیسم

گردآورنده : اسامه قادری

سندیکالیسم نظریه ای است ضد سرمایه داری که بر خودمختاری گروه های کارگری تاکید و از فعالیت صنعتی مستقیم به منظور سرنگونی نظام کاپیتالیستی حمایت می کند. بدین ترتیب سندیکالیست ها با سوسیالیست ها تفاوت دارند که میخواهند یا از طریق پارلمان و یا بوسیله انقلاب بر حاکمیت سیاسی چنگ انداخته برنامه های خود را به تصویب برسانند . سندیکالیست ها مانند آنارشیست ها دولت را ذاتا ستم پیشه می دانند . آنها ترجیح می دهند که برای کنترل دولت ، آنرا با حکومت کارگرانی که بر مبنای واحدهای تولید متشکل شده باشند عوض می کنند .
ساختمان و اداره ی جامعه پیشنهادی سندیکالیست ها مبهم و خیالیست . نظریه سندیکالیست ها نخستین بار در اواخر قرن نوزدهم توسط عده ای از رهبران جنبش اتحادیه کارگران فرانسوی ابراز شد . معنی ساده سندیکالیسم « طرفداری از اتحادیه های کارگران » است . جنبش سندیکالیسم عمدتا بین سال های 1900 و 1914 در فرانسه نشو و نما کرد و تاثیر قابل ملاحظه ای بر سایر کشورها علی الخصوص ایتالیا ، اسپانیا و ملل آمریکای لاتین بجای گذاشت .


سندیکالیسم همچنین شباهت های نزدیک با عملیات مستقیمی داشت که در ایالات متحده و در همان زمان بوسیله کارگران صنعتی جهان حمایت می شد . جنگ جهانی اول همانند سندیکالیست های فرانسوی فعالیت پارلمانی را رد کرد ، اما این جنگ حمایت از اتحادیه های متمرکز نیرومند را بر طرفداری از واحد های نوعا کوچک کارگری  سندیکالیست های فرانسوی ترجیح داد . در بریتانیای کبیر در دهه های اول قرن بیستم جنبشی به نام سوسیالیسم گیلد وجود داشت ، ولی هم پارلمانتاریسم سنتی طبقه کارگر انگلیسی و هم منش غیر انقلابی طرفداران روشنفکر جنبش ، اصلاحات زیادی در آن بعمل آوردند . با وجود بر این بین سالهای 1906 و 1914 بعضی از اتحادیه های کارگری انگلستان تحت تاثیر عقاید سندیکالیستی قرار گرفتند .
پس از جنگ جهانی اول دیگر سندیکالیسم حتی در فرانسه یک نیروی محرک نبود و پیروان آن یا به کمونیسم انقلابی مخصوصا آن نوع که بوسیله شوروی عرضه گردیده بود کشیده شدند و یا تحت نفوذ امکانات روز افزون دموکراسی های غربی در زمینه بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی از طریق فعالیت عادی اتحادیه صنعتی و عملیات پارلمانی قرار گرفتند . با وجود بر این حداقل در اثنای سالهای بین جنگ در بسیاری از کشورهای اروپائی سندیکالیسم یک قدرت رسوبی مهم باقی ماند .
سندیکالیست ها غالبا ادعا می کردند که عقاید آنها از همه ی نظریات اجتماعی بنیادی ، کارگری تر است و آنها حداقل دین را نسبت به نظریه پردازان طبقه متوسط دارند . این ادعا در مورد اصل سندیکالیسم صحیح بود ولی درباره ی مرحله تکمیلی بعدی آن توسط جرج سورل و کتاب « واکنش در مورد خشونت » (1908) او معروف ترین اثر سندیکالیستی است ، صدق نمی کرد ، سورل نظریه افسانه های اجتماعی را در سندیکالیسم وارد کرد که کارگران به وسیله ی آن بنحوی غیر منطقی به فعالیت انقلابی کشانده می شدند . اعتصابات عمومی که سندیکالیست ها طرفداری از آنرا از آنارشیست ها به ارث برده بودند در دست سورل به اسطوره ای از این نوع تبدیل شد .
سندیکالیسم کار خود را با فروض و اصولی شروع کرد که اکثر مکاتب فکری سوسیالیستی در آن مشترک بودند . او بی عدالتی ذاتی سیستم مزد بگیری و غیر اخلاقی بودن بنیادی جامعه سرمایه داری را که به باور او بر مبنای استثمار کار بنا شده بود ، تصریح کرد . سیستم نظری نبرد طبقاتی مارکس را پذیرفت و آنرا به نتیجه ی معقول و منطقی خود رسانید ، باین ترتیب تصدیق کرد که بین سرمایه داران و مزد بگیر ها منافع مشترکی وجود نداشته و نخواهد داشت ، از این مقدمات این نتیجه سوسیالیستی معمولی را بدست آورد که : باید مالکیت فردی و خصوصی وسایل تولید را لغو و مالکیت و نظارت عمومی را جانشین آن کرد . اما سوسیالیست ها و سندیکالیست ها در این نقطه از هم جدا می شدند و در حالی که سوسیالیست ها خواستار مالکیت دولت و سازمانهای وابسته به آن از قبیل شهرداریها بودند ، میل سندیکالیست ها متوجه مالکیت و نظارت مستقیم کارگران بود که میبایستی از طریق سازمانهای فرضی خودشان یعنی اتحادیه های کارگری و فدراسیونهای اتحادیه ها اعمال شود .
از نظر سندیکالیست سازمان دولت و نظارت بر صنعت با رهائی حقیقی طبقه ی کارگر منافات دارد . دولت ابزاری برای حاکمیت طبقاتیست و باید با هم باشد . در واقع دولت « کمیته اجرائی » طبقه سرمایه داراست. برای دفاع از منافع آن طبقه بوجود آمده و در نتیجه به اندازه ی خود سرمایه دار با کارگر دشمن است .
علاوه بر این دولت مایوسانه با بوروکراسی غیر خلاقی پیوند داده شده که از ابتکار ناتوان و نسبت به تکنیک صنعتی نادانست . دولت اگر خیراندیش هم می بود ( که سندیکالیست منکر آنست ) نظارتش لزوما مستبدانه و غیر موثر خواهد بود . درینجا سندیکالیست بر انتقاد معمولی مکتب فردگرائی از سوسیالیسم دولتی صحه می گذارد . نظارت کارگران که از طریق سندیکاها اعمال می شود آزادی را با کارآئی ترکیب خواهد کرد .
شکل سازمان اجتماعی که تجقق این خواست در آن امکان پذیر است معمولا چیزی به شرح زیر تصور می شد : واحد سازمان را سندیکای محلی تشکیل خواهد داد . این واحد بوسیله « مرکز کار محلی که وظیفه ثابت آن فعالیت بعنوان دفتر نمایندگی اشتغال و مرکز عمومی فعالیت های اتحادیه کارگریست ، با سایر گروهها در تماس خواهد بود . هنگامیکه همه تولیدکنندگان بدین ترتیب از طریق « مرکز کار » با یکدیگر مربوط شوند ، مدیریت قسمت اخیر قادر خواهد بود ظرفیت های اقتصادی و نیازمندیهای ناحیه ای را برآورد کند ، تولید را هماهنگ سازد ، و چون از طریق سایر مراکز کار با کل سیستم صنعتی تماس دارد ، می تواند تریتیب لازم انتقال مواد و کالا را به داخل و خارج بدهد . بدین تریتیب یک نوع فدراسیون اقتصادی جای ساختمان کاپیتالیستی صنعت را می گیرد و همگام با آن دستگاه سیاسی و اداری دولت لزوما از بین میرود .
لازمست بر دو جنبه از این جامعه ی تخیلی انگشت گذاشته شود و آن اینکه در این طرح مصرف کنندگان از داشتن هر نوع سهمی در نظارت محروم مانده اند و یک سیستم صنعتی متمرکز محلی در نظر گرفته شده است .
تئوری سندیکالیستی از نطریه ی مبارزه طبقاتی شروع می کند که میبایستی تا اجرای یک دگرگونی  کامل اجتماعی بیرحمانه ادامه یابد . اسلحه لازم برای این مبارزه قدرت کارگران متشکل است . از آنجا که انگیزه ی این برخورد اقتصادیست ، نبرد لزوما باید در عرصه ی اقتصادی صورت گیرد . سندیکالیست ها به اعتصابات عمومی بعنوان ابزار اصلی انقلاب اجتماعی اعتماد و اطمینان دارند . در خارج از معدن یا کارخانه کارگران دارای عقاید مذهبی و سیاسی هستند که اگر اقدامات دستجمعی را غیر ممکن نکنند ، لااقل آنرا مشکل می سازد . در داخل طبیعت اشتغال احساس مشترکی به آنها می بخشد که سایر اختلافات را تحت الشعاع خود قرار می دهد و آنانرا برای دفاع مشترک در سندیکا بهم پیوند می زند . تشویق کارگران و گذر از حالت تدافعی بوضع تهاجمی وظیفه ی سندیکالیست و اعتصاب سلاح مشخصه آنست . اعتصاب هر چه هم از لحاظ برد و هدف محدود باشد ، باز هم تجربه ی آموزنده ایست . اگر موفق شود ، حس قدرت طلبی را به کارگران القاء می کند و چنانچه ناکام بماند ، ناچیزی سهم آنها و ضرورت وجود تشکیلات بهتر و هدفهای وسیعتر را به ایشان خاطر نشان می کند و بنابراین هر اعتصابی مقدمه ایست برای روز انقلاب که در آن روز کارگران  با یک اقلیت مبارز آنان ( زیرا که سندیکالیسم عقیده ی حکومت اکثریت را رد می کند ) از طریق یک اعتصاب عمومی فوق العاده ابزارهای تولید را بتصرف در خواهند آورد .

..................................................................................................
منبع :  مکتب های سیاسی  /  فرشید اقبال


ارسال شده در مورخه : جمعه، 4 آذر ماه، 1390 توسط CafeWeb  پرینت

مرتبط باموضوع :

 ایران و عفرین  [ دوشنبه، 2 بهمن ماه، 1396 ] 561 مشاهده
 اخوانی‏ ها؛ فساد‏پیشه نیستند!  [ پنجشنبه، 19 بهمن ماه، 1396 ] 598 مشاهده
 سوسیالیسم  [ شنبه، 10 ارديبهشت ماه، 1390 ] 4467 مشاهده
 سناریوهای محتمل ترکیه در عفرین  [ جمعه، 27 بهمن ماه، 1396 ] 535 مشاهده
 عربستان و استراتژی کرگدن  [ چهارشنبه، 8 آذر ماه، 1396 ] 862 مشاهده
نام:
ایمیل:

در مورخه : شنبه، 5 آذر ماه، 1390
salam besyar sepasgozaram.dar in zamine agahi nadashtam yani aslan nemidanestam chonin ismi wojod darad.
ارسال جوابیه ]

نام:
ایمیل:

در مورخه : يكشنبه، 6 آذر ماه، 1390توسط
(مشخصات کاربر mehr | ارسال پیغام شخصی)
سلام ،یاخوا ده سو وه ش بو کاک اسامه.
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
ایمیل (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید