سه شنبه، 2 بهمن ماه، 1397

استعفاء بی‌استعفاء؛ عاشق خدمتیم!

حمزه فیضی‌پور ///  اگر کلام وحی میراندن یک انسان را مرگ همه انسان‌ها دانسته است، اگر بزرگان ادب «انسانیت» را وصف نموده‌اند



و امثال انسانی‌ترین انسان‌ها چون «گاندی» غرق شدن در شهوت، قدرت و دیگر رذایل (به تعبیر امروزی که یکیش ریاست طلبی بدون مسئولیت‌پذیری است) را «عین مردن» می‌دانند و برای آیین انسانیت «پیرو» کم می‌بینند شاید جامعه امروزین ما کلکسیونی از مسئولیت ناپذیری برخی «میزمدیران» کت شلوار اتو کشیده‌ای است که خودکار درکفشان فقط به هنگام امضایی می‌چرخد و عینک فتوکرومیکشان از‌ترس آزار نورآفتاب، رنگ خونی به خود گرفته‌ اتوبوسی را چیزی دیگر می‌پندارند، انگار نه انگار اتفاقی افتاده، انگار نه انگار ده‌ها خانواده و صدها دل داغدار گشته‌اند؛ می‌ماند آن «میز مدیری» و یک بیانیه و یک شرح ماجرا.

کی و چه وقت برخی مدیران ما باید «انسان بودن و مسئولیت‌پذیر بودن» را با عملکردی نیکو‌ترجمان باشند و دل از رنگارنگی میزهای ریاست بکنند و دل به دل‌هایی بدهند که داغدار عزیزترین کسان خود هستند. حادثه اخیر دانشجویان دانشگاه آزاد و درگذشت ده نفر و زخمی شدن دهها نفر لطمه‌ای بزرگ برای همه دانشگاه‌ها و دانشجویان این کشور بود. آنچه دیده می‌شود همان کارهای کلیشه‌ای است: دستور رئيس‌جمهورمحترم به پیگیری موضوع: علی برکت اله!

شاید این اتفاق اگر در افغانستان هم رخ می‌داد رئيس دانشگاه که سر جایش، وزیر مربوطه هم استعفاء می‌داد! چرا که جان  «انسان‌ها» و حیات افراد و به طور خاص نیروی انسانی تحصیل کرده که محور توسعه هستند برایشان چنان ارج و قرب دارد که میز ناماندگار ریاست در مقابل آن، فقط چند تکه چوب رنگی فریب دهنده است که هرگز جان مردان مرد را به فریب رنگش نمی‌فروشند. ‌ای کاش در اولین نهاد زندگی یعنی خانواده باور به «مسئولیت‌پذیری» را یادمان می‌دادند، ‌ای کاش در دو دوره ابتدایی در برخی کتاب‌ها، درسی به نام «باور انسانی استعفاء» بیاورند تا که شاید این انگیزه خردمندانه، به تدریج چون شیر اندرونی ما شود و گوشت و پوست و استخوانمان با آن از همان روزهای اول زندگی عجین گردد.

تا کی باید آرزو به دل ماند؟ تا کی باید با چراغ در روز روشن دنبال آرمان هایی بگردیم که مدام دعای بر آورده شدنشان می‌کنیم؟ تا کی باید شعار: ریاست و دنیا ارزش ندارد... ورد زبان و بنرهای تبلیغاتی باشد ودرعمل جسارت شعور نه گفتن به «میز ریاستی» برای انجام مامور محوله‌ای را نداریم که نه توان از عهده برآمدنش را داریم و نه شهامت دل کندن از آن... باید ایمان همراه عمل را دردرون نهادینه کنیم. برای مدعیان كذایی خدمت به مردم!، صرف «اذکار» کافی نیست، «افعال» مردانه می‌طلبد. آن زمان که در اثر رکوعی و سجودی « دل» را همگام با «فکر» جنباندیم بدانیم شعارها به شعوری برای عمل کردن تبدیل شده است وگرنه:
 ‌ای که در مسجد روی بهر سجود/ سر بجنبد دل نجنبد این چه سود

 

منبع : بهار نیوز



حمزه فیضی‌پور اگر کلام وحی میراندن یک انسان را مرگ همه انسان‌ها دانسته است اگر بزرگان ادب «انسانیت» را وصف نموده‌اند
ارسال شده در مورخه : شنبه، 8 دي ماه، 1397 توسط cafeweb  پرینت

مرتبط باموضوع :

 کنش و واکنش ها : به بهانه انتخابات آینده شورا  [ چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1392 ] 2552 مشاهده
 عجب انسانی، عجب حیوانی!  [ يكشنبه، 22 شهريور ماه، 1394 ] 1511 مشاهده
 پاوه از بامداد تاریخ تا ورود اسلام بخش دوم  [ جمعه، 14 دي ماه، 1397 ] 361 مشاهده
 دموکراسی را برایم معنا کن!  [ پنجشنبه، 31 مرداد ماه، 1392 ] 2540 مشاهده
 بحران عاطفی را جدی بگیریم  [ شنبه، 28 بهمن ماه، 1396 ] 709 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
ایمیل (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید