شنبه، 21 تير ماه، 1399

هر روز من ، روز توست

نویسنده: نگین نقشی


مادر عزیزم، امروز می خواهم بسیار بنویسم تا اینکه دستانم از نوشتن باز ماند برای تو؛ برای قلب مهربانت...!
امروز روزِ توست، ای مهربان‌ترین فرشته‌ی خدا..! نه  نه... هر روز من، روز توست...



سوگند به خالق یکتا، لحظه ای جدا نیستی از من؛ آنقدر از تو آموخته ام و آنقدر در زندگی ام آموخته هایت را بکار گرفته ام که نیستی جدا لحظه ای از من...

قربان آن دستهاي مهربان و آن چشم‌هاي هميشه نگران تو... کودک کوچک تو، تاتي تاتي‌هايش را کرده و آرام آرام قدم در راه گذاشته؛ یادت هست مادر؟! اسم قاشق را گذاشتی قطار.. هواپیما.. كشتی..! تا یك لقمه بیشتر بخورم؛ یادت هست؟ شدی خلبان..ملوان؛ می گفتی بخور تا بزرگ بشی!

مي‌دانم که نگران مني،مثل تمام آن شب‌هايي که تب مي‌کردم؛ مي‌دانم که تمام روزها و شبهاي تو تب دارند؛ و تمام دلواپسي‌هايت را پشت لبخندت، پشت چين نگاهي که مي‌داند رسم عاشقي را، و پشت آن همه خوبي، خوب پنهان کرده ای و لبخند مي‌زني!

دستانت را تا ابد بوسه باران خواهم کرد، که من از همين دستها، مشق عاشقي آموخته ام و چه مهربانانه استادي در مهرورزي؛ هيچ مي‌داني که تنها تويي که مي‌تواني همه غمهايت را بي شگرد و بازي در ظرفي پر از لبخند به من هديه دهي؟!

هر روز من، روز توست مادر...

بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟ صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟ آن زمان که خط خطی های بی‌قراری ام را با مهر و محبّتت پاک می‌کردی، و با صبر و بردباری، کلمه‌ به کلمه ی زندگی را به من دیکته می‌کردی، خوب به خاطرم مانده است...!

و من باز فراموش می‌کردم محبت، تشدید دارد!

در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بارها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی..؛ آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط، امید را هرگز از یاد نبرم...

یادم نمی‌رود چه شب ها که تا صبح بر بالینِ من، بوسه بر پیشانیِ تب دارم می‌زدی؛ و چه روزها که با مهر مادرانه ات، لقمه‌های عشق را در دهانم می‌گذاشتی؛ و من لجبازتر از همیشه دستت را رد می‌کردم!

وقتی بوسه بر دستان چروکیده ات می‌زنم، کودکی ام را به یاد می آورم که همیشه به خاطر لطافت دستانت به همه فخر می‌فروختم؛ و حال، به خاطر خشکی دستانت با افتخار می‌گویم این دستان مادر من است که تمام زندگی‌اش را به پای من گذاشت؛ من با نوازش همین دست ها بزرگ شده ام و امروز با تمام وجودم می‌گویم:

«مادرم مدیون تمام مهربانی‌هایت هستم و  کمی کمتر از آنچه تو دوستم داری، دوستت دارم؛ زیرا هیچگاه نمیتوانم قلب مهربانت را درک کنم...»

پس هر روز من، روز توست مادر...



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1392 توسط اسامه قادری  پرینت

مرتبط باموضوع :

 خواهرم بیا بیدار شویم  [ شنبه، 19 بهمن ماه، 1392 ] 3138 مشاهده
 نگران انجام تکالیف مدرسه فرزندانتان نباشید  [ دوشنبه، 22 مهر ماه، 1398 ] 1011 مشاهده
 نکته‌هایی مهم برای اولین تجربه مادر شدن  [ دوشنبه، 20 آذر ماه، 1396 ] 1483 مشاهده
 آقایان: مردانه شوهری کنید  [ سه شنبه، 9 آبان ماه، 1396 ] 1430 مشاهده
 طغیانِ جدایی  [ چهارشنبه، 7 شهريور ماه، 1397 ] 2110 مشاهده
نام: میهمان
ایمیل: BARAN1369@YAHOO.COM

در مورخه : چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1392
نگین جان ممنونم خیلی زیبا بود واقعا هر روز:روز مادر هست مامان عزیزم روزت مبارک
نام: بهار
ایمیل: mahnaroohi@yahoo.com

در مورخه : چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1392توسط
(مشخصات کاربر bahar | ارسال پیغام شخصی)
سلام نگین جان ازت ممنونم خیلی زبیا بود مادرتو شکوفاترين بهارمنی / مهربونی من، نگارمنی همه عالم اگرزمن بگسست / بازهم خوب من کنارمنی مهرتو نقطه عروج من است / خوش به حالم که غمگسارمنی خوش به حالم که با تو سرمستم / درره عشق تک سوارمنی با تو جاني دوباره مي گيرم / تو که پايان انتظارمنی انتظارشکست هرچه غم است / تو که هرلحظه بی قرار منی دوستت دارم مادر عزیزم
نام: میهمان
ایمیل: nars bahar@yahoo.com

در مورخه : چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1392
نگین عزیز ممنونم مثل همیشه مطلب زیبا بود دستت درد نکنه روز مادر رو به همه مادران مهربان تبریک میگم
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید