يكشنبه، 25 آذر ماه، 1397

Quick Thinking

گردآورنده : نگین نقشی

One night a hotel caught fire, and the people who were staying in it ran   out in their night clothes. Two men stood outside and looked at the fire.



"Before I came out" (said one), I ran into some of the rooms and found a lot of money. People don't think of money when they're afraid When anyone leaves paper money in a fire, the fire burns it. So I took all the notes that I could find No one will be poorer because I took them." "You don't know me," (said the other) "And you don't know my work." What is your work? I'm a policeman The first man thought quickly
and said; "And do you know my work?" No! I'm a writer. I'm always telling
stories about things that never happened.



ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 8 دي ماه، 1392 توسط cafeweb  پرینت

مرتبط باموضوع :

 مناظره پسر بچه ده ساله با یک ملحد  [ يكشنبه، 4 آبان ماه، 1393 ] 2155 مشاهده
 Are you getting enough sleep?  [ يكشنبه، 25 آبان ماه، 1393 ] 1062 مشاهده
 دعوت به همکاری + داستان کوتاه انگلیسی  [ جمعه، 7 مرداد ماه، 1390 ] 8960 مشاهده
 Mountain climber  [ پنجشنبه، 4 دي ماه، 1393 ] 1244 مشاهده
 The Quran on the Origin of the Universe  [ يكشنبه، 12 آذر ماه، 1391 ] 2362 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
ایمیل (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب
صفحات پيشنهادي
لينکدوني
پیامک

ســامـانه پیام کوتاه پینوس



ارسال خبر ، مقاله ، گزارش و ...



شماره همراه خود را برای عضویت در خبرنامه پیامکی وارد کنید