۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

در این بخش lمطالب در زمینه ی احادیث و سنت نبوی(ص) قرار داده شده است

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » شنبه اسفند ماه 5, 1391 1:51 pm

بسم الله وصلاة وسلام علی رسول الله



بعضی از مقلدین مدعی هستند نظر انداختن (بحث وبرسی )در قران و حدیث نا ممکن است و در این میان مردم دیگر کسی که قران و حدیث رابفهمد

وتفسیر نماید باقی نمانده است  .

گویا قران وحدیث (معاذ الله )طلسمهائی هستند که رموزشان حل ناشدنی واسرارشان  باز نشدنی است ،با این حساب ادعا میکنند وظیفه ما

فقط خواندن کتابهای متاخرین است  که (برای نظرات و فتواهای خود کمتر سراغ دلیل  رفته اند و تقریبا )خالی از دلیل هستند ،در صورتی که هر فرد

با انصاف و فهمیدهای گواهی می دهد براسلوب و سقیم وشیوه پیچیده ای  که در این  کتابها به کار رفته شده  وترکیب یافته است ازجمله

متن و حاشیه و شرح وتقریر ،که حتی یک فرد متخصص و ماهر در فهمشان با مشکل مواجه  میشود و مطالعه  یک مسئله در این کتابها

وپیدا کردن جای مسئله وحل جمله بندی وفهم معنی مشکل وزمانبر است .

درصورتی که فهم قران و سنت پاک از این کتابهای  پیچیده ومطالب درهم و برهم به مراتب اسانتر است بطوریکه اصلا قابل مقایسه نیست .

این مقلدین بی تعصب بی خبر از انند که خداوند قران رابر مردم حجت و برهان قرار داده است و بدین منظور فهم قران را ساده و گفتن  انرا

اسان نموده و اگر جز این می بود قران برای  مردم حجت و برهان نمی شد .



شما تصور کنید یک نفر برای فرزندش نامه ای بفرستد ومحتوای نامه پراز جمله های نامفهوم ومعماهای نامعلوم باشد وفرزندش را مکلف نماید

تا سرو ته نامه را در اورده وبه مقتضای ان عمل کند  ومحتوای انرا عملی کند در صورت عمل نکردن به محتوای نامه فرزندش را باز خواست و

محاکمه می کند ،ایا به نظر شما این پدر منصف  وحق به جانب است ؟!

مسلما ما این کار را از یک فرد جاهل و بیسواد هم قبول نمیکنم  پس چگونه اینان درباره یخداوند متعال که به اندازه  ذره ای هم ظلم نمی کند

حکم میکنند ،بله خداوند راست فرمود:
  ((وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ )).

خداوند در قران کریم میفرمایند:   (( وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌)) ما قران را برای ذکر اسان  ساخته ایم ایا پند پذیر یرنده

وعبرت گیرنده ای هست ؟...


ومیفرمایند :  (( وَمَا أَرْ‌سَلْنَا مِن رَّ‌سُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ))  ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر با زبان قوم خودش (متکلم بوده )تا

برای انان (احکام الهی )راروشن سازد (وحقایق را تبیین وتفهیم کند ).


ومیفرمایند :  (( أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ)) ایادرباره یقران نمی اندیشید (ومطالب ونکات ان را برسی و وارسی نمیکنند؟).

ولی مقلدین بر عکس این ایه فکر میکنند ومیگویند : فهم قران ناممکن وتفسیر وبیانش ساده واسان نیست ،(حال که چنین باشد )پس

هدف از نزول قران چیست ؟ واگر فرض کنیم قران و احادیث رسول اکرم (صلی الله وعلیه وسلم )از بین رفته  وضایع شده اند  بنابراین منطق هیچ

خسارتی متوجه (مسلمین ) نشده ،زیرا اگر قران وحدیث (درمیان امت )باقی بمانند بازهم جز تبرک استفاده ای دیگر ندارند  اما استفاده علمی و

اسنباط احکام (از این دو منبع عظیم )خیر ،زیرا به گمان انها فقها ء همه  علوم را از قران  استنباط واخراج کرده اند و این مسائل را در کتابهای خودشان

مدون کرده اند و دیگران اجازه بحث وبرسی و استنباط را ندارند .

خواننده محترم وگرامی خوب بیانیدشید و بیاد بیاور که خداوند با فرستادن قران بر مسلمانان  منت بزرگی نهاده و قران راه نجات و هدایت قرار داده

است ورسول مکرم اسلام (صلی الله وعلیه وسلم )برای مسلمانان بیان داشته مادام که قران در میان مسلمانان باقی است بر خیر و خوبی هستند

و علامت گمراهی بزرگ و فتنه فراگیر و نزدیک شدن قیامت برداشته شدن قران است ،و پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله وعلیه وسلم )قران را مسیری

امن از گمراهی و راه نجاتی از ضلالت قرار داده است
وفرموده اند:   ترکت فیکم امرین ،لن تضلو ا ما تمسکتم بهما : کتا ب الله  

وسنة رسو الله .(1)
دو چیز را در میان شما باقی گذاشته ام ،مادام که به ان دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد ،یکی کتاب خدا و

دیگری سنت رسول خدا .

با توجه به این حدیث ببین که مقلدین از فقدان کتاب و سنت هیچ خطری احساس نمیکنند و میگویند :  (نیازی به قران و حدیث نیست-  

زیرا فقها ءهرا انچه را که در قران و حدیث امده  اخذ  کرده اند ).



((كَبُرَ‌تْ كَلِمَةً تَخْرُ‌جُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا ))چه سخن (وحشتناک و )بزرگی از دهانشان بیرون می اید نمی گویند مگر دروغ .

والله اعلم

وسلام علیکم ورحمة الله وبرکاة
=============================================================================

1-المشکاة :66/1




آخرين ويرايش توسط pejmanava on دوشنبه تير ماه 2, 1392 12:14 am, ويرايش شده در 3.

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
Seraj (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), bahar (شنبه تير ماه 22, 1392 12:25 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » شنبه اسفند ماه 12, 1391 11:06 pm

هیچ مجتهدی از مجتهدین به تقلید دستور نداده است .



قبل از اینکه تقلید به وجود بیاید مساله واضح ااست .،اما بعد از به وجود امدن تقلید باز هم ما از هیچ مجتهدی نشنیده ایم که که

روش این مقلدین را که دین خدا را پراکنده وبین مسلمانان اختلاف آوردند جایر بداند،بلکه علمای بزرگ این کار را یا انکار کرده اند ویا

به خاطر ترس از این که مورد ضرر وستم وسختگیری قرار بگیرند سکوت کرده اند ،همانگونه علماء سوء بخاطر از دست دادن منافع

در بسیاری از موارد سکوت پیشه میکنند .


امام شوکانی میفرمایند :هر انسان فهمیده ای میداند که اگر چنان چه یکی از علماء اسلام و یکی از    مجتهدین    در شهری  

از شهرهای اسلام با صراحت اعلام کند که تقلید بدعت و چیز جدیدی است وادامه بر تقلید واعتماد بر ان جایز نیست اگر

مردم شهر علیه این عالم قیام نکنند ،بیشترشان قیام خواهند کرد ووی را مورد اهانت قرار داده و از نظر مالی و جانی و ابرو او

را چنان مورد تعرض قرار میدهند که چنین اهانتو ضرری شایسته افراد کمتر از او هم نیست ، و این هم زمانی  است که از کشته شدن

بدست اولین جاهل از این مقلدین جان  سالم بدر برد ....

بنابر این عوامل بدعت (تقلید )در همه یشهرهای اسلامی عام شده و همه افراد مسلمین را شامل شده . (1)


نظر امام شوکانی در بیان سبب شیوع مذاهب ،نظری راست است و جز علمایی اند ان را رد نکرده اند .



اما خداوند متعال عهد نموده از قائم کننده حجت الهی خالی نباشد و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم ) چه راست فرمودند :

لا تزال طاءفة من امتی ظاهرین علی الحق لا یضرهم من خالفهم

او خذلهم حتی  یاتی  امر الله و هم ظاهرون علی ناس.(2)


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-

1-القول المفید للشوکانی  ص 18-17

2-متفق علیه






والله اعلم
آخرين ويرايش توسط pejmanava on دوشنبه خرداد ماه 13, 1392 11:51 am, ويرايش شده در 2.

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
bahar (شنبه تير ماه 22, 1392 12:25 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » جمعه اسفند ماه 24, 1391 1:46 am

..............................................................شرایط اجتهاد ...................................................................

در مورد شرایط مجتهدین بین دو گروه سخت‌گیر و آسان‌گیر، إختلاف نظر وجود دارد، متأخرین کار اجتهاد را عملی بسیار سخت می‌دانند حتی گاهی معتقد

به عاجز بودن افراد از اجتهاد هستند، و اجتهاد را مانند چیزی ترسناک در نظر آورده و در واقع تصور عملی چنین چیزی را ناممکن می‌دانند، یا تحمل دیدن

اهل اجتهاد را ندارند، و احاطه به علوم زیادی را شرط مجتهد می‌دانند مانند علوم آله (دانش‌های ابزاری) از قبیل نحو، لغت و بلاغت و علوم شرعی از قبیل

تفسیر و حدیث و اصول فقه و علوم قرآنی و مصطلح و سیره، همانگونه که از شرایط مجتهد دانستن علم منطق و کلام و غیر از این را قرار می‌دهند، که

احاطه به همة این علوم محال است، تعیین همة این شرایط به خاطر چیزی است که قبلاً برای آن سعی کرده‌اند و آن را اثبات کرده‌اند که آن بستن دروازة

اجتهاد از سال چهارصد هجری به بعد است، بعضی از این افراد می‌گویند: هیچ مانعی نیست بر اینکه مجتهدین جدید که بر شرایط ذکر شده تسلط داشته

باشند بوجود بیایند و از طرفی اطمینان دارند که چنین چیزی شدنی نیست و این افراد بر این نظریه هستند که اجتهاد از ممنوعات نیست ولی کلید اجتهاد

گمشده و از دست رفته است.

ما معتقدیم این گروه از متاخرین در این نظریه کاملاً در اشتباه هستند و اجتهاد چنانکه فکر می‌کنند تا این حد هم مشکل نیست، بلکه اجتهاد برای کسی

که اهلیت و شایستگی خطاب را داشته باشد و فهم دلایل مورد نیاز از کتاب و سنت را دارا باشد سهل و آسان است و به عبارتی دیگر کسی که توان فهم

کتاب‌های مذاهب و عبارات مندرج در این کتاب‌ها بویژه کتابهای علمای متاخرین (که گاهی مانند معما می‌مانند) را دارا است، توان فهم کتاب الله و احادیث

پیامبرص را داشته باشد زیرا قرآن و حدیث بدون شک واضح‌تر و روشن‌تر از بقیة گفته‌ها هستند، بخصوص وقتی که فرد از کتابهای اهل علم از جمله

تفسیر و شروح حدیث و کتابهای مفصل و مبسوط فقهی که در بر گیرندة دلایل مسائل اختلافی هستند کمک بگیرد مانند (المجموع) نووی، (المغنی)

موفق، (فتح القدیر) ابن همام، (نیل الاوطار) شوکانی، و مانند اینها و از سودمندترین این کتاب‌ها (بدایه المجتهد و نهایه المقتصد) علامه ابن رشد است،

که برای رسیدن طلاب به درجة اجتهاد آن را آماده نموده همانگونه که در خود کتاب این مسئله را بیان کرده.


خداوند متعال در مورد قرآن می‌فرماید:


وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿القمر: ١٧﴾

ما قرآن را برای ذکر آسان ساخته‌ایم آیا پند پذیرنده و عبرت گیرنده‌ای هست؟ و فرموده:

بِلِسَانٍ عَرَ‌بِيٍّ مُّبِينٍ ﴿الشعراء: ١٩٥﴾

با زبان عربی روشن و آشکاری و خداوند متعال قرآن را واضح، قابل فهم و روشن قرار داده تا مخاطبین آن را بفهمند و کسی که در فهم قرآن مشکل داشت

از تفاسیری که علماء نوشته‌اند می‌تواند کمک بگیرد.


و اینکه ما معتقدیم که اجتهاد برای کسی که اهلیت و شایستگی خطاب و فهم دلایل کتاب و سنت را داشته باشد سهل و آسان است نظریة، جدیدی

نیست، که تنها گویندة آن ما باشیم، بلکه نظریه بسیاری از فقها است که در رأس آنان امام ابو حامد غزالی قرار دارد ایشان در کتاب ارزشمند خود

المستصفی در مورد مسئله اجتهاد به نحو احسن توضیح داده و در دفاع از این نظریه بحث مفصلی را ارائه داده که خلاصة آن را ذکر می‌کنیم، اما غزالی

می‌فرماید: «مجتهد باید دارای دو شرط باشد»:
...........................................................                            ادامه دارد................



برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
bahar (شنبه تير ماه 22, 1392 12:25 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » سه شنبه فروردين ماه 6, 1392 1:28 pm

شرط اول: مجتهد انسانی عادل باشد و از گناهانی که عدالت وی را زیر سوال ببرند اجتناب نماید و این شرط جواز اعتماد و پذیرفت فتوی مجتهد است و

بس (و به تعبیری عدالت شرط برای قبول فتوی مجتهد است نه صحت اجتهاد) بطوری که حتی اگر یک مجتهد فاسق باشد و برای خودش اجتهاد نماید

اجتهادش صحیح است.

شرط دوم: که شرط اساسی برای اجتهاد است این است که مجتهد به مدارک و منابع شریعت احاطه و تسلط داشته باشد، و با تحقیق و بررسی توان

نظریه‌پردازی را دارا باشد، و این امر با شناخت به منابع و مدارک ثمربخش احکام و شناخت کیفیت و چگونگی بهره‌برداری از منابع میسر است.

و با آشنایی بر علوم هشتگانه این کار عملی است، این علوم هشت گانه عبارتند از: قرآن کریم، سنت، اجماع، عقل یا قیاس، معرفت و آگاهی به علم

اصول فقه، لغت، نحو، ناسخ و منسوخ، و مصطلح الحدیث.

و اما کتاب الله (در اجتهاد) اصل و اساس است و برای اجتهاد معرفت و شناخت همة قرآن شرط نیست، بلکه آگاهی کامل به آیاتی که

مربوط به احکام (آیات احکام) که پانصد آیه هستند لازم است و همچنین حفظ آیات احکام شرط اجتهاد نیست، بلکه احاطه مجتهد به آیات احکام باید به

گونه‌ای باشد که موضع و جایگاه آیات احکام را بداند.

اما سنت، شناخت و معرفت احادیث متعلق به احکام لازم است، هر چند که مجموعة احادیث بیش از هزاران حدیث می‌باشد اما در عین حال محصور

هستند و شناخت و معرفت احادیثی که مربوط به پندها و اندرزها و احکام آخرت و غیر آنها بر مجتهد لازم نیست بلکه فقط شناخت احادیث احکام لازم

است، و همچنین حفظ احادیث احکام ضروری نیست بلکه کافی است مجتهد اصول و مبانی تصحیح‌کننده‌ای برای احادیث مانند: سنن ابی داود و سنن

احمد و بیهقی را در اختیار داشته باشد  و کافی است که مجتهد از مواضع هر باب از احادیث اطلاع داشته باشد تا به هنگام نیاز به آن مراجعه نماید.

اما اجماع، لازم است مجتهد به مواردی که اجماع دربارة آن صورت گرفته آگاهی و شناخت داشته باشد تا بر خلاف آن فتوی ندهد و حفظ همة مسایل

اجماعی و اختلافی امری لازم نیست بلکه لازم است در مورد هر مسئله‌ای که فتوی می‌دهد بر این واقف باشد که فتوایش مخالف با اجماع نیست به این

ترتیب که بداند با مذهبی از مذاهب علماء موافق هست - هر کدامشان که باشد 1. و یا بداند که این واقعه‌ای جدید است که اهل اجماع با چنین مساله‌ای

سر و کار نداشته‌اند.

اما قیاسی که آن را عقل نامیده‌اند، مجتهد باید در استنباط نمودن علل احکام از نصوص توان کافی داشته باشد و بر اصول کلی که شریعت اسلام احکام

خود را بر آن اصول بنا نهاده آگاهی و شناخت داشته باشد.

این علوم چهارگانه (کتاب و سنت و اجماع و قیاس) منابع و مدارک ثمربخشی برای احکام هستند اما نحوة بهره‌برداری از این منابع چهارگانه بستگی به

چهار علم دیگر دارد.


ادامه دارد.......


=====================================================
- این کتابهایی که امام غزالی (رح) نام برد در بر گیرنده بیشتر احادیث احکام می‌باشند ولی مولفین این کتاب‌ها التزام به صحت احادیث را مراعات ننموده‌اند؛ پس در بررسی از صحت احادیث تنها به وجود احادیث در این کتابها نباید اکتفا کرد، بلکه از کتابهایی که در امر تخریج صحت یا ضعف احادیث احکام توجه دارند استفاده نمود مانند : (نصب الرایه – زیلعی) و (تلخیص الحبیر حافظ) و (ارواء الغلیل – البانی) و غیر اینها از کتابهایی که به تخریج احادیث احکام اعتنا می‌کنند.

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
bahar (شنبه تير ماه 22, 1392 12:25 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » جمعه تير ماه 21, 1392 7:13 pm

اول: اصول فقه بطوری که مجتهد بر اقسام دلایل، شرط‌های دلایل و صورت‌های آن شناخت داشته باشد.

دوم: مجتهد در فن لغت و نحو آگاهی و شناخت داشته باشد تا آنجا که بتواند خطاب‌ها و عادات مستعمل

عربی از قبیل صریح و ظاهر، حقیقت و مجاز و عام و خاص را از همدیگر تشخیص دهد و لازم نیست که به درجة «خلیل»

و «مبرد» برسد و به جمیع لغات عرب و دقایق نحو آگاهی داشته باشد بلکه آن مقدار که بتواند حقایق مقاصد را بفهمد کافی است.

سوم: بر مجتهد لازم است علم ناسخ و منسوخ در کتاب و سنت را بداند و حفظ آیات و احادیث ناسخ و منسوخ شرط اجتهاد نیست بلکه

کافی است مجتهد در مورد هر مسئله‌ای که از آیه یا حدیث فتوا می‌دهد بداند که منسوخ نیستند.

چهارم:
مجتهد بر روایت حدیث و تشخیص حدیث صحیح از سقیم آگاهی و شناخت داشته باشد. و هر حدیثی که از طرف امت مورد

پذیرش بوده نیازی به بررسی سندش نیست باید به راویان و احادیث دیگر خوب دقت کند و بر عدالت و جرح راویان آگاهی داشته باشد و

تعدیل راوی از طرف امام عدل کافی است مشروط به اینکه مزکی (تایید کنندة عدالت راوی) در باب تعدیل صحیح المذهب باشد (به عبارتی

در علم تعدیل دارای روشی موافق با اصول و ضوابط درست در این زمینه باشد).

و علوم هشت‌گانه‌ای که ذکر گردید به سه علم مهم حدیث، لغت، و اصول فقه بر می‌گردند؛

و نیازی به آگاهی و شناخت از علم کلام و فروعات فقهی نیست.

در مورد علم کلام کافی است مجتهد عقیده‌ای راسخ به ارکان ایمان داشته باشد و شناخت طرق کلام و دلایل آن از شرایط اجتهاد نیستند

زیرا صحابه و تابعین چنین شناختی نداشتند. حتی اگر تصور شود یک نفر در عقیدة مقلد محض است باز هم می‌تواند در احکام اجتهاد نماید،

و اما در مورد فروعات فقهی باز هم صحابه دربارة آن شناخت نداشتند ولی آگاهی و شناخت به فروعات فقهی روزنه و نوعی تمرین در زمینة اجتهاد است».  




ادامه دارد.....





برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
bahar (شنبه تير ماه 22, 1392 12:26 pm), tarannom (جمعه تير ماه 21, 1392 11:37 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط abdolmahdi » شنبه تير ماه 22, 1392 11:42 am

با سلام
تقليد يعني پيروي كردن در فروعات احكام دين از نظر يك اسلام شناس و مجتهدي كه همه علومي كه شما شمرديد را بلد باشه آيا اينكار خلاف عقل يا شرعه؟
لطفاً دليلتون را از كتاب يا سنت نبوي بيان كنيد؟
هميشه حق را بپذير حتي اگر برايت تلخ باشد.
نماد کاربر
abdolmahdi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 139
تاريخ عضويت: يکشنبه دي ماه 17, 1390 12:30 am
محل سکونت: استان مركزي
تشکر کرده: 25 بار
تشکر شده: 35 بار
امتياز: 130

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » شنبه تير ماه 22, 1392 12:20 pm

سلام

نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » پنج شنبه مهر ماه 11, 1392 3:06 pm

سپس امام غزالی بحث خود را با تذکری مهم و با عنوان (نکتة ظریف در مورد تخفیف که بیشتر افراد از آن بی اطلاعند) به پایان می‌رساند، بنا به اهمیت مطلب آن را نقل می‌کنیم او می‌گوید:  «تمام این علوم هشت گانه‌ای که ذکر گردید از شرایط مجتهد مطلقی هستند که در همة شریعت فتوا می‌دهد و اجتهاد از دیدگاه من منصبی غیر قابل تجزیه نیست بلکه جایز است عالم در بعضی از احکام غیر از احکامی دیگر به مقام اجتهاد رسیده باشد، بنابراین کسی که طریقة نظر قیاسی را بداند، حق دارد در مسئله‌ای قیاسی فتوا دهد اگر چه در علم حدیث مهارت نداشته باشد مثلاً کسی که (در مسئله مشترکه)  بحث می‌کند کافی است ملکة فقهی داشته و به اصول میراث و معانی آنها آگاه باشد اگر چه به اخباری که در تحریم مسکرات یا مسئله نکاح بدون ولی آمده، آگاه نباشد زیرا در نظر و تفکر در این قضیه از آن احادیث استمداد نمی‌کند و این احادیث هیچ نوعی تعلقی به این مطلب ندارند، پس از کجا غفلت از آنها یا قصور در شناخت آنها می‌تواند نقص باشد؟ و کسی که احادیث مربوط به قتل مسلمان به قتل ذمی و طریق تصرف در آن را بشناسد قصورش از علم نحو که معنی آیة

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَ‌افِقِ وَامْسَحُوا بِرُ‌ءُوسِكُمْ وَأَرْ‌جُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ۚ

سرهای خود را مسح کنید و پاهای خود را همراه با قوزک‌های آنها بشوئید). را روشن می‌سازد، ضرری ندارد و هر چه از این نوع است بر آن قیاس کن.  برای مفتی شرط نیست از هر مسئله‌ای که سوال شود حتماً جواب دهد، چهل سوال از امام مالک / پرسیده شد در جواب سی‌وشش سوال فرمود: نمی‌دانم، چه بسا در بسیاری از مسائل امام شافعی / و حتی صحابه توقف نمودند.  بنابراین شرط و اساس صدور فتوا، علم و بصیرت است، فتوا باید براساس بصیرت باشد و شخص بداند که می‌داند و آنچه را که نمی‌داند از آنچه که می‌داند تشخیص دهد در مورد آنچه که نمی‌داند توقف کند، و آنچه را که می‌داند فتوا دهد»

   ادامه دارد......

نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » پنج شنبه آذر ماه 13, 1392 12:18 am

همانگونه که می‌بینی شرایط اجتهاد برای کسی که اهلیت واقعی بحث و نظر را دارا باشد

خیلی ساده و آسان است، شما برای این بیان به اشتباه و سختگیری بسیاری

از مذهب‌ها که اجتهاد را شبه مستحیل قرار می‌دهند پی‌ می‌برید و این گروه

از (مذهبی‌ها) از علمائی که به مسئلة اجتهاد رغبت دارند (شرایطی را می‌خواهند)

که یک چهارم، حتی یک دهم آن را مجتهدین صحابة کرام دارا نبودند.  حقیقت این است

که در آنچه گفتیم چیزی قابل انکار دیده نمی‌شود و استشهاد من

از کلام امام غزالی/ کاملاً بجاست زیرا امام غزالی معتقد به آن چیزی است

که ما معتقدیم و آن این است که اجتهاد برای کسی که اهلیت و شایستگی

اندیشیدن و بررسی کردن را داشته باشد سهل و آسان است، گفته امام غزالی بر

علیه متشددین و متعصبینی است که اجتهاد را مستحیل و یا شبه مستحیل می‌دانند

چون اینان فراگیری بسیاری از علوم و حفظ کامل بسیاری از کتاب‌هایی را که امکان ندارد

یک نفر از عهدة این همه شرایط بر بیاید بر مجتهد لازم می‌کنند.  مثلاً امام غزالی نظریة

کسانی را که معتقدند مجتهد باید بر علم کلام معرفت و آگاهی داشته باشد رد می‌کند و

می‌گوید کافی است مجتهد دارای عقیده‌ای جازم به ارکان ایمان باشد حتی اجتهاد را برای

کسی که در امور عقیده مقلد محض است باز هم جایز قرار می‌دهد، همانگونه که امام غزالی

نظریة کسانی را که شناخت فروعات فقهی را از شرایط اجتهاد می‌دانند رد می‌کند و با آوردن

حجت برای آنان می‌گوید: صحابه رضی الله عنهم که بر فروعات فقهی شناختی نداشتند.  

امام غزالی بر خلاف کسانی که در امر اجتهاد بر مجتهد سختگیری می‌کنند

قائل به تخفیف است و می‌گوید: برای اجتهاد نیازی به حفظ کل قرآن و شناخت همة آیات نیست

بلکه کافی است مجتهد بر آیات احکام که در حدود پانصد آیه هستند و مواضع آنها شناخت داشته باشد،

و همچنین امام غزالی در مورد سنت می‌گوید: لازم نیست مجتهد بر همة احادیث شناخت داشته باشد

و همة احادیث را از حفظ باشد، بلکه کافی است فقط بر احادیث احکام و مواضع آنها شناخت داشته باشد

و کافی است بعضی ازکتابهای سنن احادیث را در اختیار داشته باشد. و در مورد اجماع می‌گوید

ضرورتی برای حفظ همة مواقع اجماع وجود ندارد بلکه هر گاه مجتهد در مورد مسئله‌ای فتوا دهد

کافی است بداند که یکی دیگر از علماء نیز مانند او فتوا داده یا اینکه بداند مسئله‌ای که وی بدان فتوا داده مسئله‌ای جدید است.



ادامه دارد...

نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » سه شنبه اسفند ماه 20, 1392 10:11 pm

امام غزالی در بقیه شرایط اجتهاد نیز قایل به تخفیف است و در آخر بحث خود را با – نکته‌ای ظریف در مورد تخفیف که بیشتر افراد از آن بی‌خبرند – به پایان می‌برد، و در این مبحث می‌گوید: فراگیری همة علومی که قبلاً ذکر شده فقط از شرایط مجتهد مطلق هستند، و دیگر اینکه اجتهاد جایگاهی است تقسیم‌پذیر. در این صورت ممکن است یک مسلمان در بعضی از امور به رتبة اجتهاد رسیده و در بعضی دیگر نرسیده باشد در این صورت همة شرایط ذکر شده لازم نیست بلکه شناخت دلایل مسئله‌ای که در مورد آن بحث و بررسی می‌کند کافی است هر چند که از دلایل مباحث و مسایل دیگر اطلاعی نداشته باشد، همچنانکه مفتی را ملزم به جواب دادن در همة مسایل نمی‌داند و بر توقف نمودن امام مالک/ در جواب بسیاری از مسایلی که کلمة لاادری (نمی‌دانم) را بکار می‌برد استدلال می‌کند.
و تو ای مقلد سختگیر و متشدد آیا فکر می‌کنی اطلاع و آگاهی بر کتب حدیث و فهم آنها کاری ساده و آسان است؟ نزدیک است که بطور قطع بگویم: که علماء مجتهدین بزرگوار و از جمله ائمة اربعه، علم به بسیاری از این احادیث نداشتند بلکه بعضی از آنها حتی بر یک دهم این احادیث هم آگاهی نداشته‌اند.

خواندن و مطالعه کردن این همه کتاب حتی برای کسی که دارای فهم و ذکات باشد سال‌ها طول می‌کشد چگونه این کار را آسان می‌کنید و چگونه گمان می‌کنی که این کار بر هر انسانی حتی عامی و بادیه‌نشین که بویی از علم نبرده آسان است؟  می‌گویم: اگر یک نفر بتواند یک چهارم این کتاب‌ها را با کمک شروحی که علماء نوشته‌اند و احادیثی که مراتب آن را بیان نموده‌اد مطالعه کند و بفهمد و از علوم لغت و قرآن و اصول به مقدار کافی برخوردار باشد این نفر صلاحیت این را دارد که وی را در جایگاه رفیع اجتهاد قرار دهیم، ولی ما اطمینان داریم کمتر کسی قادر به رسیدن به این مرحله است و این افراد کسانی هستند که ما باید آنان را تشجیع نموده، با آنان همکاری نماییم و آنان را دستگیری کنیم نه اینکه علیه آنان همچون کافران بدکردار و بزهکار بجنگیم یا این افراد را از تصمیم‌شان بازداشته و تلاش‌هایشان را از بین برده و بر آنان افتراء ببندیم.

ادامه دارد ...23
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » سه شنبه فروردين ماه 26, 1393 12:47 pm

باطل بودن اندیشة بسته بودن دروازة اجتهاد


در میان فقهای متاخرین دعوتی متعصبانه و خطرناک شیوع پیدا کرده است مبنی بر اینکه دوران اجتهاد سپری شده و پس از قرن چهارم هجری دروازة اجتهاد تا روز قیامت بسته شده و در میان امت اسلامی زنجیرة طلایی مجتهدین از هم گسسته و مجتهدین از بین رفته‌اند و امکان ندارد از این به بعد تا قیام قیامت کسی به درجة اجتهاد برسد هرگز و متاخرین چاره‌ای جز تقلید گذشتگان را ندارند و به احدی اجازه مخالفت با گذشتگان را نمی‌دهند و آخرین چیزی که متاخرین توان انجام آن را دارند این است که از اقوال متقدمین، بعضی را بر بعضی دیگر در ضمن یک مذهب ترجیح دهند و بس.
دعوت به بسته بودن دروازة اجتهاد نتیجه‌ای طبیعی است برای انتشار تقلید، تقلیدی که سالیان سال ضربات سنگین خود را بر مسلمانان فرود آورده و آنان را به سرازیری جهنم عقب‌ماندگی و انحطاط علمی و اصل کرده است.
بسیاری از دشمنان دعوتگران سنت (دعاة السنة) در حول و حوش این تفکر زمزمه می‌کنند و گروهی اجتهاد نظری را جایز می‌دانند اما در عمل علیه آن می‌جنگند و هر گاه آوازة مجتهدی به گوش آنان برسد منکر اجتهادش می‌شوند و ادعا می‌کنند این فرد صلاحیت اجتهاد را ندارد و وی را مورد انتقاد و مسخره قرار می‌دهند، چه به حق و چه به ناحق بر علیه وی در جستجوی ماخذ و منابع می‌گردند و از کاهی کوهی می‌سازند، همانگونه که لیستی عریض و طویل از شرایطی را که مدعی هستند مجتهد باید برخوردار باشد تهیه می‌کنند که حتی یک دهم این شرایط را صحابة بزرگوار که خود مجتهد بودند برخوردار نبودند.
ممنوع کردن اجتهاد بعد از قرن چهارم هجری بنا به اسباب بی‌شماری از اساس، فکری باطل، فاسد و بی‌پایه بوده:

سبب اول:


ادامه دارد ...4



برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
bahar (چهارشنبه فروردين ماه 27, 1393 3:38 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » چهارشنبه خرداد ماه 27, 1393 12:03 am

سبب اول

اجتهاد: از اموری است که خداوند آن را جایز قرار داده و به آن راهنمایی کرده و آن را چهارمین مصدر شریعت اسلامی که عبارتند از کتاب و سنت و اجماع و قیاس (قیاس که از مهمترین شعب اجتهاد است) قرار داده واحدی حق ندارد که از دین خداوند در جزئی‌ترین، مسئله‌ای هر چند که کوچک باشد تغییر ایجاد کند، پس چگونه است کسی که اصلی از اصول دین را باطل کند و مصدری از مصادر شریعت را ممنوع اعلام می‌کند؟ و مشخص است حال که تشریع و قانون‌گذاری خاص خداوند است, و بشر فاقد این صلاحیت است.



سبب دوم: بستن دروازة اجتهاد محدود کردن رحمت وسیع خداوند و تنگی نمودن در مورد فضل و بخشش کامل خداوند و محروم نمودن مسلمانان از نعمت‌های بی‌شماری که خداوند بر آنان ارزانی داشته به حساب می‌آید و دلیلی که برای اثبات این مسئله (انسداد باب اجتهاد) بدان متوسل می‌شوند. حاوی ادعای علم غیب است.
زیرا می‌گویند بعد از قرن چهارم هجری دیگر کسی که صلاحیت اجتهاد را دارا باشد وجود نداشته و تا روز قیامت نیز وجود نخواهد داشت چه کسی آنها را به این آگاه کرده و از کجا این را دانستند؟
آیا خداوند به آنان خبر داده که بعد از قرن چهارم هجری تا روز قیامت مجتهدی را خلق نخواهد کرد؟


قَالُوا اتَّخَذَ اللَّـهُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ الْغَنِيُّ ۖ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْ‌ضِ ۚ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـٰذَا ۚ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٨﴾  

شما هیچگونه دلیل و برهانی بر این ندارید آیا چیزی را به خدا نسبت می‌دهید که از آن آگاهی ندارید؟


درست است که با گذشت زمان مردم از نظر دین به عقب بر می‌گردند، همانگونه که در بعضی از احادیث وارد شده بلکه آنچه که پیامبرص به ما خبر داده بر عکس این است پیامبر فرموده (یبعث الله علی راس کل مئه سنة من یجدد لهذه الامة امر دینها) 1 خداوند در هر صده‌ای مجددی را بر می‌انگیزد تا امر دین را برای این امت تجدید نماید.
پیامبرص از آمدن مهدی قبل از برپایی قیامت به ما خبر داده در حالی که او اهل اجتهاد است و دلایل صحیح دیگری در این زمینه وارد شده‌اند که جایی برای شک و تردیدی باقی نمی‌گذارند، اما اینکه مردم با گذشت زمان دچار عقب‌گرد دینی می‌شوند این عقبگرد به صورت عمومی است نه به صورت فردی (یعنی در مجموع وضعیت جامعة اسلامی چنان خواهد بود ولی در عین حال افرادی متدین و اهل علم به تمام معنی وجود خواهند داشت) و این عقب‌گرد عمومی بر عموم خودش باقی نیست بلکه از عام خاص شده است

همانگونه که پیامبر(ص) در حدیثی فرموده‌اند: (مثل امتی مثل المطر لا یدری اوله خیر ام آخره)2.  
مثال امت من همچون باران است. معلوم نیست آغاز آن خیر است یا پایان آن
.

ما در عصر انحطاط مسلمین نابغه‌ها و علمای بزرگی را دیده‌ایم که از نظر علم و فقه و ذکاوت و اخلاص از ائمة مجتهدین دست کمی ندارند همانند: ابن حزم ، ابن عبدالبر، نووی، ابن دقیق العید، عز بن عبدالسلام احمد عبدالحلیم، ابن حجر و ابن کثیر و ذهبی / و دیگران که اخبار آنان را شنیده‌ایم، بنابراین امت اسلامی بحمدالله امتی است که از جانب خداوند مورد رحمت قرار گرفته و به اذن خداوند خیر و علم و اجتهاد از آن قطع نمی‌شود و حال آنکه امت اسلامی بهترین و مکرمترین امتها نزد خداوند است، همانگونه که پیامبرص در تفسیر آیة مبارکة

كُنتُمْ خَيْرَ‌ أُمَّةٍ أُخْرِ‌جَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُ‌ونَ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ‌ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرً‌ا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُ‌هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١١٠﴾


آل عمران: ١١٠

شما بهترین امتی هستید که بیرون آورده شده برای مردمان

فرمودند: (انتم تتمون سبعین امه انتم خیرها و اکرم‌ها علی الله تعالی)3 شما کامل کنندة هفتاد امت و بهترین و مکرمترین این امتها نزد خداوند متعال هستید یکی از مقتضیات اکرام و رحمت و فضل خداوند بر این امت این است که نعمت‌های خود را بر امت همیشه مستدام بدارد و از مهمترین این نعمت‌ها اجتهادی است که با آن دین الهی استمرار و امور آن اصلاح و مشکلات آن حل می‌گردد.

اکنون ما به گویندگان این نظریه که دروازة اجتهاد بعد از قرن چهارم هجری بسته شده؟ می‌گوییم: (کدام یک از مجتهدین پیش از صدة چهارم هجری این حرف را گفته) اگر در پاسخ بگوید هیچ کس و لزوماً جواب غیر از این نمی‌تواند باشد بلکه خودم آن را گفته‌ام، ما می‌گوییم از کتاب و سنت نصی بهمراه داری یا از طرف خودت اجتهادی نموده‌ای؟

اگر پاسخ داد به استناد نص و دلیلی گفته‌ام بدان که دروغ گفته بعید است در این مورد نصی از کتاب و سنت وجود داشته باشد و اگر گفت رای و نظر خودم است در جواب می‌گوییم برای خودت اجتهاد کرده‌ای و مذهبت را ترک کرده‌ای
.
=====================================================
1 - رواه ابو داود و الحاکم بسندٍ صحیح.

2  - رواه الترمذی وحسنه و قال شیخنا فی تعلیقه علی المشکاه : هو صحیح لطرقه.

3 - رواه الترمذی و حسنه و ابن ماجه و الدارمی و حسنه شیخناً أیضاً.
========================
7








برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
bahar (چهارشنبه آبان ماه 14, 1393 2:26 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ۩ ۞ ۩ شرایط اجتهاد ۩ ۞ ۩

پستتوسط pejmanava » سه شنبه آبان ماه 13, 1393 11:23 pm

سومین سبب: برای بقای شریعت اسلام، حیات و استمرار آن نیاز مبرم به اجتهاد است زیرا حوادث و اتفاقات جدید غیر محصور رخ می‌دهد در حالی که نصوص شریعت ثابت و محصور هستند پس ممکن نیست نصوص محصور و محدود، حوادث غیر محصور و نامحدود را در بر گیرند، لذا حکمت خداوندی بر آن شده که اجتهاد را برای مسلمانان جایز قرار دهد تا بوسیلة اجتهاد، احکام را از این نصوص و قواعد عمومی شریعت استنباط نمایند و مواردی را که شبیه و نظیر هم هستند بر یکدیگر قیاس نمایند خود پیامبر بزرگوار اسلامص در مواردی اجتهاد نموده‌اند، صحابه و تابعین و تابعین نیز اجتهاد کرده‌اند، بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که اجتهاد شیوة سلف صالح و شیوة بهترین افراد امت بوده و پیروی از روش و سنت آنان بر ما لازم است گوینده این شعر راست گفته:
و کل خیر فی اتباع من سلف

          و کل شر فی ابتداع من خلف

هر خیری در پیروی کردن سلف صالح است و هر شری در بدعت‌های کسانی است که بعد از سلف صالح می‌آیند.

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
bahar (چهارشنبه آبان ماه 14, 1393 2:26 pm), yosra69 (چهارشنبه آبان ماه 14, 1393 9:25 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740


بازگشت به احادیث و سنت نبوی(ص)

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان