شێعری زور جوانی کوچه -(به م زوانه ته رجومه ی کوردیش داده نێم )

مديران انجمن: avin, CafeWeb, Dabir, Noha, bahar, Modir-Kurdi

شێعری زور جوانی کوچه -(به م زوانه ته رجومه ی کوردیش داده نێم )

پستتوسط shaho » دوشنبه شهريور ماه 6, 1391 10:23 am

كــوچـــه

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجود


شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروريخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:
- ” از اين عشق حذر كن!
لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينة عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

برای نویسنده این مطلب shaho تشکر کننده ها: 2
SharakamPawa (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), ghazal66 (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
shaho
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 246
تاريخ عضويت: شنبه مرداد ماه 1, 1390 11:30 pm
محل سکونت: پاوه-سنندج-
تشکر کرده: 8 بار
تشکر شده: 165 بار
امتياز: 170

پستتوسط Noha » دوشنبه شهريور ماه 6, 1391 9:10 pm

بسم الله المستعان

سلام خدای رحمن بر شما

کاربر گرامی shaho به پینوس خوش آمدید؛عذر تأخیر خوش آمدگوییمان را پذیرا باشید.

انتقاد هایتان در مورد کوردی نوشتن و فهمیدن و یادگرفتن را وارد می دانیم اما زمان می خواهد تا به مطلبوبش برسیم.

از تلاش و توجه تان سپاس گزاریم.

خودتان قرار است به کوردی این شعر را بنویسید؟!


جنة الفردوس مأوایتان

الـلـهم ء ات أنــفـسنا تقـــواهــا و زکیـــها إنــک أنــت خــیر من زکــیها

نماد کاربر
Noha
معاون و ناظر سایت
معاون و ناظر سایت
 
پست ها : 1424
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: pavah
تشکر کرده: 2031 بار
تشکر شده: 1557 بار
امتياز: 4930

پستتوسط shaho » سه شنبه شهريور ماه 7, 1391 4:43 pm

بهترین ترجمه ی کوردی این شعر توسط دوست عزیزم جناب ناسر حسامی شاعر کورد زبان صورت گرفته که به نظرم از شعر اصلیش با معنا تر هست
نماد کاربر
shaho
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 246
تاريخ عضويت: شنبه مرداد ماه 1, 1390 11:30 pm
محل سکونت: پاوه-سنندج-
تشکر کرده: 8 بار
تشکر شده: 165 بار
امتياز: 170


بازگشت به شێعر و کۆرته چیرۆک

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان